محورهای تاکتیکی اکتشاف ایران برای رسیدن به ذخایر پنهان
معدن ۲۴:مسیر اکتشاف معدن در ایران در حال تغییر است؛ ذخایر سطحی و کمعمق بخش زیادی از ظرفیتهای قابل شناسایی را پشت سر گذاشتهاند و ادامه این مسیر به سمت ذخایر پنهان و عمیق، به ابزارها و دادههای متفاوتی نیاز دارد. در این شرایط، اکتشاف دیگر صرفاً به شناسایی نشانههای معدنی روی سطح زمین محدود نیست و ترکیب دادههای زمینشناسی، ژئوفیزیک، ژئوشیمی، تصاویر ماهوارهای و پهپادی و نتایج حفاری به یکی از الزامات آن تبدیل شده است.
این تغییر، نقش فناوریهایی مانند هوش مصنوعی، یادگیری ماشین و مدلهای سهبعدی را پررنگتر کرده است؛ ابزارهایی که میتوانند حجم بزرگی از دادهها را پردازش و الگوهای جدید اکتشافی را شناسایی کنند. با این حال، مسئله اصلی فقط دسترسی به یک نرمافزار یا الگوریتم نیست. زمانی میتوان از این فناوریها نتیجه گرفت که دادههای پایه کافی و دقیق، تجهیزات برداشت مناسب، آزمایشگاههای مجهز و نیروی انسانی متخصص در کنار یکدیگر قرار داشته باشند.
ایران در همین نقطه با مجموعهای از محدودیتها مواجه است. هنوز بخشهایی از کشور به تکمیل نقشههای دقیق زمینشناسی و برداشتهای ژئوفیزیکی نیاز دارند و تحریمها و هزینه بالای تجهیزات نیز دسترسی به بخشی از فناوریهای روز، ابزارهای برداشت و تجهیزات آزمایشگاهی را دشوار کرده است. محدود بودن آزمایشگاههای معتبر و طولانی بودن زمان برخی آنالیزها نیز میتواند روند تصمیمگیری و پیشرفت پروژههای اکتشافی را کند کند.
در کنار چالش فناوری، مسئله تأمین مالی نیز مسیر اکتشاف را تحت تأثیر قرار داده است. حرکت به سمت ذخایر عمیقتر و پیچیدهتر، هزینه اکتشاف را افزایش میدهد؛ در حالی که کاهش منابع مالی دولت، کمبود سرمایه در گردش صنایع و محدودیتهای فروش و صادرات، ظرفیت سرمایهگذاری را کاهش داده است. این شرایط در حالی رخ میدهد که در جهان، سرمایهگذاری اکتشافی بیش از گذشته به سمت طلا و مس و همچنین موادی مانند لیتیوم و عناصر نادر خاکی رفته است؛ موادی که در زنجیرههای انرژی و فناوری اهمیت فزایندهای پیدا کردهاند.
به این ترتیب، رقابت اکتشافی دیگر فقط بر سر یافتن یک ذخیره معدنی نیست؛ داده، فناوری و توان تبدیل اطلاعات به یک هدف اکتشافی معتبر نیز بخشی از این رقابت محسوب میشود. اگر اکتشاف در ایران با محدودیت داده، فناوری و سرمایه ادامه پیدا کند، فاصله میان ظرفیت زمینشناسی کشور و توان شناسایی و توسعه ذخایر جدید میتواند بیشتر شود؛ بهویژه آنکه ذخایر پنهان و عمیق بیش از گذشته به مطالعات دقیق و فناوریهای پیشرفته وابستهاند.
در این میان، یک اقدام میتواند بدون انتظار برای رفع تمام محدودیتها آغاز شود: ساماندهی دادههای موجود. ایجاد بانک جامع اطلاعاتی از حفاریها و مطالعات اکتشافی، یکپارچهسازی اطلاعات دستگاههای مختلف و فراهم کردن دسترسی مناسب به دادهها، میتواند زیرساخت اکتشافات آینده را شکل دهد. در نهایت، داشتن یک ذخیره بهتنهایی کافی نیست؛ زمانی میتوان از ظرفیت معدنی سخن گفت که دادههای موجود بتوانند وجود ذخیره را اثبات، ظرفیت آن را مشخص و امکان توسعه اقتصادی آن را ارزیابی کنند.