واقعبینی؛ شرط بقای صنعت فولاد
محسن مصطفیپور مدیرعامل شرکت فولاد آلیاژی ایران
معدن۲۴: صنعت فولاد ایران در نقطهای ایستاده است که بیش از هر زمان دیگر به نگاهی واقعبینانه و تحلیلی نیاز دارد. طی سالهای اخیر، انباشت چالشها، نوسان سیاستها و برداشتهای غیرواقعی از رشد، فضای تصمیمگیری را در این صنعت پیچیده کرده است. امروز اگر از پشت غبار توهمات و آمارهای ظاهری عبور نکنیم، نهتنها آیندهای روشن برای فولاد متصوّر نخواهد بود، بلکه مسیر اصلاح نیز دیرتر و پرهزینهتر طی خواهد شد.
توهمزدایی از رشد ظاهری
یکی از موضوعاتی که بارها بر آن تأکید کردهام، ضرورت عبور از اقتصاد کاغذی و بازگشت به اقتصاد واقعی است. صنعت فولاد کشور در ظاهر، همچنان رکورد میزند و اعداد قابل توجهی در تولید و صادرات ثبت میشود؛ اما واقعیت این است که فرایند تولید سود در شرکتهای فولادی رو به کاهش است.
تا زمانی که تحلیل عمیق جای آمارهای تزئینی را نگیرد، و تا زمانی که برای پرسش از چراییِ وضع موجود، به سراغ عوامل بیرونی، عوامل درونی و سیاستها نرویم، تصویر روشنی از آینده نخواهیم داشت.
فشار رقابت جهانی و خطای مقایسه
تحولات جهانی، صنعت فولاد ایران را بیش از گذشته تحتتأثیر قرار داده است. چین و هند، امروز تعیینکنندگان اصلی قیمت و فراوانی فولاد در جهاناند. در سفر اخیر به چین، مشاهده کردم که آنها با برنامهریزی دقیق بهسوی تولید بیش از ۱۰۰ میلیون تن فولاد آلیاژی حرکت میکنند؛ در حالی که کل ظرفیت نصبشده ما حدود ۲.۵ میلیون تن است.
در چنین شرایطی، رقابت مستقیم با این قدرتهای صنعتی نه منطقی است و نه ممکن. ما باید بهجای رقابت، بر همافزایی، تکمیل زنجیره، و تمرکز بر تخصص استوار بمانیم. کافیست چین تنها چند میلیون تن فولاد آلیاژی را با قیمتهای دامپینگ وارد بازار کند تا بازار ما آسیب جدی ببیند.
بیثباتی سیاستها؛ مهمترین چالش داخلی
در داخل کشور، مهمترین آسیبی که صنعت فولاد را تهدید میکند، بیثباتی در سیاستگذاری است؛ نوسان نرخ بهره، تغییر مداوم قیمت انرژی، و تصمیمهایی که بدون ملاحظه آثار بلندمدت اتخاذ میشود.
در چنین وضعیتی، مدیران صنعتی شبیه شرایط جنگی تصمیم میگیرند؛ محیطی که پر از ابهام است و امکان برنامهریزی پایدار را از شرکتها میگیرد.
چگونه میتوان در بازههای کوتاهمدت پاسخگو بود، وقتی اثر بسیاری از سیاستها سالها بعد نمایان میشود؟
هزینه تعلل در تصمیمگیری، بهمراتب سنگینتر از نگرانی درباره تبعات کوتاهمدت است. این واقعیتی است که امروز باید با صدای بلندتری تکرار شود.
بازگشت به طرح جامع فولاد؛ ضرورت امروز
طرح جامع فولاد، سندی بود برای توسعه متوازن زنجیره؛ از معدن تا محصول نهایی.
اما تغییرات سلیقهای و طرحهایی که بدون پشتوانه کارشناسی تصویب شد، این نظم را برهم زد و امروز صنعت را مقابل ناهماهنگی ظرفیتها قرار داده است. این صنعت با سهم اندک مصرف انرژی و آب، اما با بیشترین نقش در اشتغال، ارزشافزایی و ارزآوری، نیازمند حمایت است؛ نه فشار.
اقتدار ملی بر شانههای فولاد
رئیسجمهور بزرگترین اقتصاد جهان جملهای دارد که بارها نقل شده:کشوری که فولاد ندارد، اقتدار ندارد؛ این سخن، تنها یک شعار نیست؛ بلکه فلسفه وجودی صنعتی است که ستون بسیاری از صنایع دیگر محسوب میشود.
اما پیش از هر اصلاحی، باید توهمزدایی را از خودمان آغاز کنیم. رکورد زدن اگر به افزایش بهرهوری منجر نشود، ارزشی ندارد.
پارادوکس میان توزیع سود و توسعه باید حل شود تا نگاه بلندمدت جای تصمیمهای روزمره را نگیرد، مسیر رشد پایدار شکل نخواهد گرفت. صنعت فولاد ایران ظرفیتهایی دارد که اگر در مسیر درست هدایت شوند، نهتنها چالشها را پشت سر خواهد گذاشت بلکه میتواند تبدیل به یکی از ستونهای ثبات اقتصادی کشور شود. اما اولین قدم، پذیرش واقعیت و عبور از توهم رشد است.