از ناترازی انرژی تا ناترازی شغلی در ایران/ چرا گرایش به رشته های معدن و زمین شناسی کم شده است؟
رضا کیانپور مدرس و مشاور تحصیلی مدارس و آموزشگاههای برتر و شرکتهای معدنی تهران
معدن۲۴: در سالهای اخیر، یکی از دغدغههای اصلی دانشآموزان و خانوادهها، انتخاب رشته تحصیلی و شغلی مناسب با هدف دستیابی به آیندهای باثبات و برخوردار از رفاه نسبی بوده است. این در حالی است که جامعه امروز ایران با مجموعهای از ناترازیها و بحرانهای ساختاری مواجه است و این پرسش بیش از پیش اهمیت یافته که کشور در شرایط کنونی به چه رشتهها و مشاغلی نیاز دارد و آیا تحصیلات دانشگاهی بهتنهایی تضمینکننده موفقیت فردی و شغلی است یا خیر.
برای پاسخ به این پرسشها، ضروری است ابتدا مفهوم «سواد» در نظام آموزشی معاصر بازتعریف شود. در گذشته، سواد عمدتاً به توانایی خواندن و نوشتن یا تحصیل در دانشگاه محدود میشد، اما امروزه از منظر نهادهای بینالمللی از جمله یونسکو، فرد باسواد کسی است که توانایی پذیرش تغییر، شهامت تطبیق با تحولات، و برخورداری از مهارتهای مالی و ارتباطی را داشته باشد. با این حال، بررسی وضعیت آموزشی کشور نشان میدهد که آموزش نظاممند مهارتهای مالی و ارتباطی هنوز جایگاه شایستهای در مدارس ندارد.
اینجانب با ۱۷ سال سابقه فعالیت در حوزه تدریس و مشاوره تحصیلی در مدارس برتر تهران، بر این باورم که آموزش مهارتهای مالی و ارتباطی باید بهعنوان یکی از اولویتهای اساسی نظام آموزشی مورد توجه جدی قرار گیرد؛ امری که متأسفانه در شرایط فعلی کمتر به آن پرداخته شده است. واقعیت آن است که تحصیل دانشگاهی، چنانچه بدون علاقه، هدفگذاری روشن و برنامهریزی دقیق انجام پذیرد، نهتنها کارآمد نخواهد بود، بلکه میتواند منجر به اتلاف استعدادها و منابع انسانی شود.
در فرآیند انتخاب رشته کنکور، بسیاری از دانشآموزان با مشاورانی مواجهاند که آشنایی جامع و بهروز با تمامی رشتهها، مهارتهای موردنیاز و وضعیت بازار کار ندارند. بدیهی است انتظار معرفی دقیق حدود ۲۵۰ رشته دانشگاهی و بیش از ۸۰۰ رده شغلی از یک مشاور، بدون زیرساخت حرفهای و نظام هدایت تحصیلی کارآمد، امری دشوار و در عمل غیرممکن است.
از اینرو، انتظار میرود نظام آموزش و پرورش، بهویژه در دوره دوم متوسطه و پیش از انتخاب رشته کنکور، شرایطی فراهم آورد تا دانشآموزان بتوانند بهصورت عملی با مشاغل مختلف آشنا شده، از تجربیات افراد متخصص در حوزههای گوناگون بهرهمند شوند و سپس با آگاهی کامل نسبت به انتخاب رشته و مسیر شغلی خود اقدام کنند. بیتوجهی به این امر موجب شده است که بخش قابل توجهی از استعدادهای جوانان کشور یا بلااستفاده باقی بماند یا در مسیرهای نادرست هدایت شود.
در این نوشتار، بهطور خاص بر معرفی و تبیین اهمیت رشتههای زمینشناسی و معدن تأکید میشود؛ رشتههایی که با آغاز تحریمهای نفتی، اهمیت راهبردی آنها در اقتصاد کشور بیش از پیش نمایان شد. با این حال، در حال حاضر با ناترازی جدی نیروی انسانی در این حوزهها مواجه هستیم. چنانچه در چهار سال آینده برنامهریزی و سیاستگذاری مؤثری در این زمینه صورت نگیرد، ناگزیر به استفاده از نیروی انسانی متخصص خارجی خواهیم شد که این امر هزینههای قابلتوجهی را در زمینه جذب و نگهداشت نیروی کار به کشور تحمیل خواهد کرد. این در شرایطی است که بازار کار این رشتهها، با وجود گرایشهای متنوع در ایران، بسیار مناسب است، اما کمبود نیروی انسانی و بهویژه نیروی متخصص بهوضوح احساس میشود. این وضعیت نتیجه هدایت تحصیلی نادرست در یک دهه اخیر و در مقابل، اشباع نیروی انسانی در بسیاری از رشتههای دانشگاهی دیگر است.
انتظار میرود مدارس، مشاوران تحصیلی، دانشآموزان و خانوادهها توجه ویژهای به این رشتهها داشته باشند. همچنین برخی رشتههای نوظهور از جمله بیمسنجی (مرتبط با مدیریت مالی و مدیریت ریسک) و مهندسی انرژی، با توجه به شرایط اقتصادی و ساختاری کشور، از چشمانداز شغلی بسیار مناسبی در آینده برخوردار خواهند بود.
بدیهی است که جامعه امروز در عصر فراصنعتی به سر میبرد و صرف ورود به دانشگاه بدون رویکرد کارآفرینانه و آیندهنگر، نمیتواند پاسخگوی نیازهای فردی و اجتماعی باشد. ضروری است نظام آموزشی کشور با اصلاح رویکردهای خود، دانشآموزانی را پرورش دهد که از نظر روانشناختی دارای مهارتهای ارتباطی مؤثر و از منظر اقتصادی برخوردار از سواد و مهارت مالی باشند. آشنایی دانشآموزان با بازارهای مالی، از جمله طلا، بورس، ارزهای دیجیتال و نیز قوانین پایهای معاملات مالی، باید بهعنوان بخشی از آموزشهای کاربردی مورد توجه قرار گیرد.
در صورتی که ارزش اقتصادی و ظرفیت مالی رشتهها بهصورت شفاف برای دانشآموزان تبیین نشود، طبیعی است که انگیزه آنان برای تحصیل و ادامه مسیر آموزشی کاهش یابد. تبیین مفهوم ارزشآفرینی، سطح درآمد و بنیان مالی هر رشته میتواند دانشآموزان را در انتخاب مسیر آگاهانه یاری دهد و در نهایت به بهبود حال فردی، اجتماعی و آینده کشور منجر شود.
به امید آیندهای آگاهانهتر و متوازنتر برای نظام آموزشی و بازار کار کشور.