آیا آفریقا در بازی سنگ آهن برنده خواهد بود؟
معدن ۲۴:با ارسال اولین محموله های پروژه ۲۳ میلیارد دلاری سیماندو در گینه، به نظر میرسد بهجز برزیل و استرالیا، بازیگر دیگری نیز در کنار میز «سنگ آهن » نشسته است؛ میزی که سالهاست قواعد آن را تنها سه شرکت از دو کشور تعیین میکنند.
با این حال هیچ کس تا این زمان از ورق های ” آفریقا” و توانایی آن در اداره بازی اطمینان ندارد.
اهمیت سیماندو صرفاً به ذخایر عظیم و عیار بالای سنگآهن آن محدود نمیشود. آنچه این پروژه را به یک نقطه عطف تبدیل میکند، لجستیک یکپارچه و مستقل آن است که بیش از اینکه به دولت محلی وابسته باشد در اختیار چینی هاست.
این لجستیک شامل امکاناتی است که خارج از توان دولت های محلی است: خط آهنی بیش از ۶۰۰ کیلومتر و بندر آبعمیق اختصاصی شبیه به پورت هدلند در استرالیا.
این مدل، شباهت زیادی به الگوی موفق استرالیا و برزیل دارد و نشان میدهد آفریقا در حال عبور از نقش سنتی «منبع بالقوه» به جایگاه یک بازیگر سازمانیافته در زنجیره جهانی سنگآهن است.
با این حال، سیماندو تنها کارت آفریقا نیست.
در غرب آفریقا، پروژههایی مانند Liberty Corridor در گینه با تمرکز بر سنگآهن پرعیار و استفاده از مسیرهای صادراتی لیبریا، در حال شکلدادن به گزینههای لجستیکی جدید هستند. در مرکز آفریقا، پروژههای Mbalam–Nabeba در مرز کامرون و کنگو و معدن Ngovayang در کامرون، هرچند با تأخیر و چالشهای سرمایهگذاری مواجه بودهاند، اما از نظر ذخایر و دسترسی به بنادر اقیانوس اطلس، پتانسیل تبدیلشدن به کانونهای صادراتی را دارند. در شمال آفریقا نیز معدن عظیم Gâra Djebilet در الجزایر، با وجود نیاز به فرآوری، بهدلیل نزدیکی جغرافیایی به اروپا و مدیترانه، مزیت لجستیکی متفاوتی ارائه میدهد.
در کنار معادن، توسعه کریدورهای ریلی و بندری نقش تعیینکنندهای دارد. پروژههایی مانند راهآهن ترانسگینهای و کریدور لوبیتو در آنگولا (هرچند فعلاً متمرکز بر فلزات دیگر) نشان میدهد آفریقا بهطور تدریجی در حال بازطراحی مسیرهای حمل مواد معدنی است. این روند، حتی اگر بهسرعت به ظرفیتهای اسمی نرسد، پیام روشنی به بازار میدهد: تنوع مسیر و منبع در راه است.
البته باید واقعبین بود. آفریقا در کوتاهمدت جایگزین استرالیا و برزیل نخواهد شد.
ریسکهای سیاسی و کودتاهای پی در پی، فساد، زمانبر بودن زیرساختها و چالشهای عملیاتی همچنان پابرجاست. اما در میانمدت و بلندمدت، ورود آفریقا میتواند لجستیک جهانی سنگآهن را متنوعتر کند، وابستگی به مسیرهای سنتی را کاهش دهد و دست مصرفکنندگان بزرگ—بهویژه چین—را در میز مذاکره بازتر کند.
در نهایت، پرسش اصلی شاید این نباشد که آفریقا بازی را میبرد یا نه؛ چرا نشستن آفریقا پای میز به معنای برنده بودن آن است.