چرا ۲۰۲۶ سال مهمی برای جهان است؟ از ونزوئلا و اوکراین تا تایوان، ایران و انقلاب هوش مصنوعی
معدن۲۴: سال ۲۰۲۶ به یک «سال لولا» در سیاست جهانی تبدیل شده است؛ نقطهای که در آن چند بحران همزمان میتوانند مسیر نظم بینالمللی را تغییر دهند. سیاست خارجی دولت دوم دونالد ترامپ نشانههای روشنی از فاصله گرفتن آمریکا از نقش سنتی خود بهعنوان ضامن نظم جهانی دارد و بهجای آن، بر اعمال قدرت مستقیم در حوزههای مشخص ــ بهویژه در نیمکره غربی ــ تمرکز کرده است. استقرار بیسابقه نیروهای نظامی آمریکا در اطراف ونزوئلا، تلاش برای تحمیل خروج نیکلاس مادورو و احیای نوعی «دکترین مونرو»ی بهروزشده، نمونه بارز این تغییر رویکرد است؛ تغییری که یا به تثبیت هژمونی منطقهای آمریکا میانجامد یا خطر نمایش قدرتی پرهزینه و بینتیجه را در پی دارد.
در جبهههای دیگر، جنگ اوکراین وارد پنجمین سال خود میشود؛ سالی که میتواند تعیینکننده باشد، نه لزوماً در میدان نبرد، بلکه در واشنگتن. همزمان، تایوان به کانون اصلی رقابت چین و آمریکا بدل شده است؛ جایی که تصمیمات ترامپ در مذاکرات احتمالی با شی جینپینگ میتواند سرنوشت امنیت جهانی و اقتصاد فناوریمحور را رقم بزند. در خاورمیانه، اسرائیل پس از موفقیتهای نظامی با بنبست سیاسی روبهروست و انتخابات ۲۰۲۶ میتواند تعیین کند آیا این دولت قادر به بهرهبرداری دیپلماتیک از دستاوردهایش خواهد بود یا نه. ایران نیز در موقعیت نامناسبی در مقایسه با دهههای اخیر قرار دارد: متحدان منطقهایاش تضعیف شدهاند و بحران های دیگر میتواند این کشور را وارد مرحلهای پرتنش و غیرقابل پیشبینی کند.
در کنار این بحرانهای ژئوپلیتیکی، دو روند خطرناک دیگر نیز در حال اوجگیریاند: بازگشت تروریسم جهانی و شتاب خیرهکننده رقابت در حوزه هوش مصنوعی. شبکههای افراطی، پس از چند سال افول، دوباره فعال شدهاند و حملات اخیر نشان میدهد غفلت از این تهدید میتواند بسیار پرهزینه باشد. در همین حال، هوش مصنوعی به میدان رقابتی وجودی میان آمریکا و چین تبدیل شده؛ رقابتی که نهتنها نظامی و اقتصادی، بلکه سیاسی و اجتماعی است. به باور نویسنده، تلاقی این بحرانها در سال ۲۰۲۶ میتواند جهان را وارد مرحلهای جدید کند؛ مرحلهای که در آن تصمیمهای امروز، پیامدهایی بسیار فراتر از یک سال یا یک دولت خواهند داشت.