پایان عصر دودکشها، آغاز عصر هوشمندی/تحلیل بحران و ترسیم نقشه راه برای عبور از فرسودگی به سوی فولاد سبز و هوشمند
نویسنده: حسن شاهرخی، رئیس هیئت مدیره شرکت MMTE
صنعت فولاد ایران، این ستون فقرات اقتصاد صنعتی کشور، امروز در آستانه تصمیمی تاریخی قرار دارد. تصمیمی که سرنوشت آن را برای دهههای آینده تعیین خواهد کرد. آنچه در پی میآید، نه یک هشدار عادی، بلکه اعلام وضعیت قرمز برای یکی از حیاتیترین بخشهای تولیدی کشور است.
واقعیتی تلخ: موتور از کار افتاده است
برای دههها، موتور محرک صنعت فولاد ما بر دو سوخت ارزان و فراوان استوار بود: انرژی یارانهای و دسترسی آسان به بازارهای سنتی. امروز اما این دو پایه فرو ریختهاند. ما اکنون با یک مثلث بحران مرگبار روبرو هستیم:
۱. ناترازی انرژی و آب: کشور در شرایط تنش آبی بیسابقه قرار دارد و صادرات گاز به جای مصرف ناکارآمد آن در صنایع، به یک ضرورت اقتصادی تبدیل شده است.
۲. زلزله مالیات کربن جهانی: از سال ۲۰۲۶، دیوار بلند مالیات مرزی کربن اتحادیه اروپا (CBAM) بهطور کامل برپا میشود. فولاد تولیدشده با فناوریهای پرمصرف و پُرانرژی با جریمههایی تا ۸۰ یورو به ازای هر تن روبرو خواهد شد که عملاً آن را از مهمترین بازار صادراتی ما حذف میکند.
۳. فرسایش مدیریتی: ساختار مدیریتی ما نه تنها پاسخگوی این چالشها نیست، بلکه به دلیل مکانیزمهای نادرست جذب و انگیزش، به سمت پخمگی سیستماتیک حرکت کرده است.
ادامه دادن با «روشهای همیشگی» و «تعمیرات مقطعی» دیگر ممکن نیست. ما نیازمند ساخت موتور جدیدی با طراحی رادیکال و متفاوت هستیم. این یک انتخاب نیست، یک ضرورت بقا است.
هفت پایه بنیادین برای موتور جدید صنعت فولاد
۱. قوانین شتابدهنده: از حرف تا عمل فوری
دولت و مجلس باید در اولین فرصت ، «لایحه اضطراری تحول فولاد سبز» را تصویب کنند. این لایحه باید:
· ایجاد «دالان سبز فناوری» برای ورود سریع و معاف از پیچیدگیهای اداری و گمرکی فناوریهای بهینهسازی انرژی و کاهنده کربن.
· تعریف معافیتهای مالیاتی ۱۰ ساله برای تمامی پروژههای نوسازی که مصرف انرژی و آب را حداقل ۳۰٪ کاهش دهند.
· تعیین ضربالاجل اجباری برای تمام مجتمعهای بزرگ برای ارائه طرح کاهش کربن تا پایان ۱۴۰۴.
۲. صندوق توسعه و بهینهسازی: قلب تپنده مالی
پیشنهاد میشود ۱٪ از درآمد ناخالص حاصل از فروش تمام محصولات فولادی کشور (داخلی و صادراتی) به طور مستقیم به صندوقی مستقل و تخصصی واریز شود. این صندوق که باید تحت هدایت ایمیدرو اداره شود، با هیئتی متشکل از نمایندگان دولت، بخش خصوصی و نهادهای نظارتی:
· به عنوان ضامن ریسک برای بانکهای داخلی و بینالمللی جهت مشارکت در پروژههای تحولی عمل خواهد کرد.
· با ایجاد سامانه شفاف ردیابی پروژهها، هر ریال هزینهشده را به اطلاع عموم و ذینفعان میرساند.
۳. انقلاب مدیریتی: پایان عصر پخمگی
ما نیازمند «عملیات نجات مدیریتی» هستیم. این عملیات شامل:
· بازتعریف کامل ساختار حقوق و مزایا برای مدیران ارشد، به گونهای که با مسئولیتهای استراتژیک و پیچیده آنان متناسب باشد. باید بهترینها را جذب و نگه داریم.
· جایگزینی معیار «حضور و تعداد جلسات» با شاخصهای «نتیجهمحور» مانند: درصد کاهش مصرف انرژی، میزان کاهش ردپای کربن و افزایش بهرهوری سرمایه.
۴. گذر از انزوا: شراکت استراتژیک جهانی
خصوصیسازی بدون جذب شرکای فناوری بینالمللی، تنها انتقال مالکیت است، نه ارتقای توانمندی. باید با ایجاد پنجره واحد سرمایهگذاری و تسهیل فرآیندها، مشارکت با غولهای فناوری جهانی را سرعت بخشیم.
۵. ساعت شنی ۲۰۳۰: زمانی برای تلف کردن نداریم
هدف کاهش کربن ۲۰۳۰ تنها یک تعهد زیستمحیطی نیست؛ یک الزام بقای اقتصادی است. اگر تا آن تاریخ:
· ردپای کربن محصولات ما کاهش نیابد، تا ۴۰٪ از سهم بازار صادراتی خود را از دست خواهیم داد.
· به استانداردهای بینالمللی نپیوندیم، حتی بازار داخلی را به روی فولادهای کمکربن وارداتی باز خواهیم کرد.
۶. تحریم: آزمون خلاقیت ملی
بله، تحریم محدودیت ایجاد میکند. مادامی که شرایط تحمیلی پابرجاست ، باید بر توانمندیهای مهندسی داخلی و راههای جایگزین انتقال فناوری (مانند همکاری با کشورهای غیرتحریمکننده، استفاده از کانالهای دانشبنیان و استارتاپی) تمرکز کنیم. فناوریهای بهینهسازی انرژی به اندازه فناوریهای حساس تحریمشده نیستند و پنجرههای متعددی برای دسترسی به آنها وجود دارد.
۷. انقلاب مالی-فناورانه: جذب سرمایههای ملی سرگردان
اینجاست که نیازمند جسارت و نوآوری بیسابقهای هستیم. صدها میلیارد دلار سرمایه ایرانیان در انتظار فرصتهای امن و سودآور است. با اعتمادسازی ملی و فراملی میتوان بخشی از این منابع سرگردان را جذب کرد. اقدامات پیشرو عبارتند از:
· توکنآیز کردن پروژههای نوسازی: تبدیل داراییها و جریانهای نقدی آتی پروژهها به اوراق دیجیتال (Security Tokens) برای معامله در پلتفرمهای ملی.
· تأمین مالی جمعی در مقیاس کلان: امکان مشارکت عموم مردم و نهادها در سرمایهگذاری پروژههای صنعتی.
· ایجاد صندوق سرمایهگذاری جسورانه فولاد سبز: برای حمایت از استارتاپها و شرکتهای دانشبنیان مرتبط.
این مسیر نیازمند همکاری بیسابقه نهادهای ملی است: بانک مرکزی برای تنظیمگری، سازمان بورس برای ایجاد بازار، مرکز ملی فضای مجازی برای پشتیبانی فنی و ایمیدرو برای هدایت عملیاتی.
نقش کلیدی شرکتهای دانشبنیان: نصب پیشرانههای نو
شرکتهای دانشبنیان و فناور نصبکنندگان “پیشرانههای کاملاً جدید” بر موتور فرسوده این صنعت خواهند بود. آنها عامل تبدیل سیاستهای کلی به اقدامات عملی و قابل اندازهگیری در کف کارخانه هستند. موفقیت ایمیدرو در انجام “مسئولیت تاریخی” خود، در گروی توانایی آن در جذب، سازماندهی و توانمندسازی این نیروهای چابک و نوآور است.
مسئولیت تاریخی ایمیدرو: انتخاب مسیر
عدم اقدام امروز به معنای پذیرش یک افول برنامهریزیشده است. پیامدهای آن عبارتند از:
· از دست دادن حداقل ۱۰ میلیارد دلار درآمد سالانه صادراتی تا سال ۱۴۰۹.
· بیکاری مستقیم و غیرمستقیم دهها هزار نیروی متخصص و کارگر.
· تبدیل شدن از یک صادرکننده ثروتآفرین به یک واردکننده پرخرج.
با تحلیل شواهد، به نظر نمیرسد که ادامه «دست فرمان قدیم» گزینه عملی باشد. فشارهای درونی و بیرونی ادامه وضع موجود را ناممکن ساخته است. احتمالاً شاهد انتخاب «مسیر دوم» خواهیم بود: بازطراحی بنیادین صنعت با استفاده از ظرفیتهای موجود و نصب پیشرانههای کاملاً جدید.
ایمیدرو در نقش جدید خود باید:
· از «مالک-اپراتور» به «سرمایهگذار هوشمند و تنظیمگر بازار» تبدیل شود.
· صندوق توسعه و بهینهسازی را به قلب تپنده تحول مالی بدل کند.
· شراکت استراتژیک جهانی را به عنوان تنها راه نجات بپذیرد و «دالان سبز فناوری» ایجاد کند.
· بزرگترین آزمون خود یعنی «انقلاب مدیریتی» را با شجاعت پیش ببرد.
سخن پایانی: زمان عمل
این تحول، به معنای واقعی کلمه، پایان عصر دودکشها و آغاز عصر هوشمندی در صنعت فولاد ایران خواهد بود. سرعت و عمق این تحول به پشتیبانی سیاسی، توانایی رهبری تغییر و خلاقیت در تأمین مالی وابسته است. و امروز نکاه ها و امیدها به سمت سمیعی نژاد است
سؤال تاریخی پیش رو این است: آیا ایمیدرو به عنوان نجاتدهنده این صنعت ثبت خواهد شد، یا با انفعال نظارهگر آن خواهد بود؟
سخن پایانی: زمان عمل
این تحول، به معنای واقعی کلمه، پایان عصر دودکشها و آغاز عصر هوشمندی در صنعت فولاد ایران خواهد بود. سرعت و عمق این تحول به پشتیبانی سیاسی، توانایی رهبری تغییر و خلاقیت در تأمین مالی وابسته است. و امروز نکاه ها و امیدها به سمت سمیعی نژاد است
سؤال تاریخی پیش رو این است: آیا ایمیدرو به عنوان نجاتدهنده این صنعت ثبت خواهد شد، یا با انفعال نظارهگر آن خواهد بود؟