اقتصاد سیاسی جنگ مدرن: نقش حیاتی معادن در پایداری نظامی
رضا موسایی، سیاست پژوه صنعت و معدن
معدن۲۴:به عنوان یک کارشناس اقتصاد دفاعی، بررسی ابعاد اقتصادی و لجستیکی نبرد اخیر میان ایالات متحده، رژیم صهیونیستی و جمهوری اسلامی ایران، حقایق تکاندهندهای را در خصوص وابستگی صنایع نظامی به استخراج معادن و زنجیرههای تامین جهانی آشکار میکند. تحلیل دادههای مربوط به ۳۶ ساعت نخست این عملیات نشان میدهد که گلوگاه اصلی تداوم جنگهای مدرن، نه در خطوط مقدم، بلکه در عمق معادن عناصر کمیاب نهفته است. **برآوردهای مستخرج از ابزارهای منبعباز نشان میدهد که در همان ۳۶ ساعت اولیه، ایالات متحده و اسرائیل از بیش از ۳۰۰۰ مهمات هدایتشونده دقیق و سیستمهای رهگیر علیه ایران استفاده کردهاند** . در مقابل، شلیک بیش از ۱۰۰۰ پرتابه از سوی ایران به سراسر منطقه، نیاز به استفاده گسترده از رهگیرهای گرانقیمت غربی را الزامآور کرده است
این حجم خیرهکننده از مصرف تسلیحات، آسیبپذیریهای بنیادین و استراتژیک زنجیره تامین غرب را در زمینه پر کردن مجدد زرادخانهها به وضوح نمایان میسازد [۲]. از منظر اقتصاد خرد و کلان، مشکل اساسی این است که **تولید این مهمات پیشرفته به شدت به مواد معدنی خاصی وابسته است که تامین آنها برای کشورهای غربی، و به ویژه ایالات متحده آمریکا، به یک چالش و دردسر بزرگ تبدیل شده است
برای درک بهتر مقیاس این بحران اقتصادی-نظامی، باید به تنوع و حجم تسلیحات استفاده شده در این بازه زمانی کوتاه نگاهی بیندازیم. ایالات متحده به تنهایی حدود ۲۵۰ موشک JDAM، ۱۲۰ موشک تاماهوک، ۶۰ موشک هلفایر و ۱۰ بمب عظیم سنگرشکن (MOP) شلیک کرده است و برای سیستم دفاعی خود نیز از ۹۰ موشک پاتریوت (PAC-2/PAC-3) و ۱۸۰ موشک از خانواده SM (نیروی دریایی) بهره برده است ]. در سوی دیگر، تهاجم اسرائیل با اتکا به حدود ۲۸۰ بمب هدایتشونده اسپایس (Spice-2000/1000)، ۷۰ موشک مافوق صوت رمپیج، ۱۴۰ کیت بمب هوشمند و ۵۰ موشک کروز دلیله انجام شده است [۴]. **استفاده ممتد و گسترده از چنین طیف وسیعی از مهمات، فشاری خردکننده بر زنجیرههای تامین وارد میکند، زیرا سرعت مصرف موشکها و رهگیرها به مراتب از سرعت تولید و جایگزینی آنها پیشی گرفته است
نکته کلیدی تحلیل اقتصادی دقیقاً در این بخش نهفته است: حتی سادهترین مهمات نیز امروزه به زنجیرههای تامین بسیار پیچیدهای وابستهاند. **کیتهای هدایتشونده مدرن که کارایی این موشکها را تضمین میکنند، به شدت نیازمند قطعاتی با عملکرد بالا هستند که ساخت آنها تنها با استفاده از عناصر و مواد معدنی کمیاب (Rare Earths) امکانپذیر است؛ بخشی که در سلطه و انحصار مطلق اقتصادی چین قرار دارد** [۵]. در اقتصاد نظامی، تخصیص بودجه ممکن است با یک دستور اجرایی در کمترین زمان انجام شود، اما واقعیت ملموس تولید صنعتی کاملاً متفاوت است. ظرفیتهای تولیدی، تجهیزات و ماشینآلات استاندارد و نیروی کار متخصص را نمیتوان یکشبه ایجاد کرد و گسترش داد .
بحران معادن در اقتصاد دفاعی زمانی ابعاد وحشتناک خود را نشان میدهد که به هزینهها و زمان مورد نیاز برای بازسازی زیرساختهای کلیدی توجه کنیم. جایگزینی رادارهای پیشرفته فرآیندی بهشدت هزینهبر و زمانبر است. به عنوان مثال، ساخت یک رادار جدید AN/FPS-132 توسط شرکت ریتون هزینهای بالغ بر ۱.۱ میلیارد دلار به همراه دارد و تولید آن ۵ تا ۸ سال زمان میبرد [۶]. جایگزینی رادار AN/TPS-59 توسط شرکت لاکهید مارتین نیز با احتساب تورم، ۵۰ تا ۷۵ میلیون دلار هزینه داشته و بین ۱۲ تا ۲۴ ماه طول میکشد [۶]. اما از منظر اقتصاد منابع، مانع اصلی پول یا زمان نیست؛ **بزرگترین چالش، تامین ۷۷.۳ کیلوگرم فلز معدنی «گالیوم» برای ساخت این سیستمها است، عنصری که ۹۸ درصد از عرضه جهانی آن در کنترل بلامنازع چین است** [۶]. این انحصار معدنی نشان میدهد که زیرساختهای حیاتی جنگی غرب، در عمل گروگانِ ظرفیت استخراج معادنِ یک رقیب ژئوپلیتیک هستند.
اثرات عملی این واقعیت اقتصادی از هماکنون در منطقه احساس میشود. گزارشها حاکی از آن است که حداقل یکی از متحدان آمریکا در خلیج فارس، هماکنون با کمبود ذخایر تسلیحات رهگیر برای مقابله با حملات پهپادی و موشکی ایران مواجه شده است [۷]. این واقعیت کاملاً منطبق با هشدارهای پیشین فرماندهان نظامی آمریکا است که تاکید داشتند یک درگیری طولانیمدت، بهطور اجتنابناپذیری ذخایر تسلیحاتی آمریکا را تخلیه کرده و توان پشتیبانی از دیگر متحدان مانند اسرائیل و اوکراین را به خطر میاندازد [۷]. با این حال، دونالد ترامپ با رویکردی متفاوت و در رد این نگرانیهای ساختاری مدعی است که انبارهای تسلیحاتی آمریکا در سطوح متوسط و رو به بالا «هیچگاه بهتر از این نبوده» و این کشور منابع «تقریباً نامحدودی» از این سلاحها را در اختیار دارد
در نهایت، تحلیل اقتصادی این تقابل اثبات میکند که قدرت مانور نظامی در درگیریهای مدرن به شدت محدود به ظرفیت استخراج معادن و کنترل زنجیره تامین عناصر کمیاب است. *جنگ اخیر با ایران به وضوح نشان داد که هرگونه برتری تکنولوژیک نظامی بدون در اختیار داشتن استقلال در تامین منابع معدنی استراتژیک مانند گالیوم، در مواجهه با فرسایش تسلیحاتی به سرعت با بنبستهای سنگین اقتصادی و لجستیکی روبرو خواهد شد*. اقتصاد دفاعی در آینده مستقیماً توسط کشورهایی دیکته میشود که کنترل معادن را در دست دارند.