حمله به فولاد مبارکه با هدف تضعیف منابع ارزآوری ایران
هدف از حمله به فولاد مبارکه را باید در چارچوب راهبرد کلان تضعیف منابع ارزآوری ایران تحلیل کرد؛ صنعتی که پس از نفت و پتروشیمی، یکی از پایههای اصلی تأمین ارز کشور محسوب میشود.
رضا موسایی در اینباره اظهار داشت: دشمن صهیونیستی بهصورت سیستماتیک زیرساختهای اقتصادی ایران را هدف قرار داده و در این مسیر، مراکز کلیدی صنعتی از جمله فولاد مبارکه، فولاد خوزستان و فولاد کویر مورد حمله قرار گرفتهاند.
وی افزود: این اقدامات را باید در چارچوب «جنگ ترکیبی» تحلیل کرد؛ راهبردی که بهگفته اندیشکده «مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS)»، شامل ترکیب حملات نظامی، سایبری و اقتصادی برای فلجسازی زیرساختهای حیاتی کشورهاست.
پاسخ ایران؛ هدفگیری زیرساختهای مشابه در خلیج فارس
در مقابل، بررسی گزارشهای همین اندیشکدهها نشان میدهد که ایران نیز در سالهای اخیر و بهویژه در دورههای تنش، راهبرد «تقارنسازی در ضربه به زیرساختها» را در پیش گرفته است.
بر اساس تحلیلهای CSIS:
ایران و نیروهای همسو با آن، زیرساختهای حیاتی کشورهای خلیج فارس—بهویژه در عربستان و امارات—را هدف قرار دادهاند؛ از جمله تأسیسات انرژی، بنادر و زیرساختهای صنعتی.
حملات پهپادی و موشکی به تأسیسات نفتی و صنعتی (مانند تأسیسات آرامکو) نمونهای از این الگو بوده که نشان داد زیرساختهای اقتصادی رقیب نیز در معرض تهدید مستقیم قرار دارند.
این حملات با هدف «ایجاد هزینه اقتصادی متقابل» و انتقال فشار از داخل ایران به اقتصادهای وابسته به انرژی در خلیج فارس انجام شده است.
در سطح جدیدتر تنشها نیز، CSIS تأکید میکند که در سناریوهای تشدید درگیری، ایران میتواند بهطور مستقیم زیرساختهای انرژی و صنعتی کشورهای عربی را هدف قرار دهد؛ بهگونهای که حتی اختلال در بخش کوچکی از صادرات نفت خلیج فارس (که حدود ۱۸ میلیون بشکه در روز است) میتواند شوک بزرگی به اقتصاد جهانی وارد کند.
همچنین در حوزه سایبری، این اندیشکده تصریح میکند که ایران توانایی هدفگیری زیرساختهایی مانند شبکه برق، تأسیسات آبشیرینکن و سامانههای صنعتی (SCADA) در کشورهای خلیج فارس را دارد؛ حوزههایی که مستقیماً با صنایع سنگین، از جمله فولاد و آلومینیوم، در ارتباط هستند.
الگوی «بازدارندگی متقابل زیرساختی»
بر این اساس، آنچه امروز در حمله به صنایع فولادی ایران مشاهده میشود، بخشی از یک الگوی گستردهتر است که در آن:
یک طرف، صنایع ارزآور (فولاد، پتروشیمی، انرژی) را هدف قرار میدهد
و طرف مقابل، زیرساختهای مشابه (نفت، انرژی، صنایع سنگین و حتی آب و برق) را در منطقه هدف قرار میدهد
تحلیلهای جدید CSIS نیز نشان میدهد که این تقابل حتی به حوزههای جدیدی مانند «زیرساختهای داده و فناوری» نیز کشیده شده و جنگ زیرساختی وارد مرحله پیچیدهتری شده است.
جمعبندی
موسایی در پایان تأکید کرد: مجموعه این تحولات نشان میدهد که تقابل موجود، صرفاً نظامی نیست، بلکه یک «جنگ زیرساختی تمامعیار» است که در آن، صنایع کلیدی مانند فولاد، آلومینیوم، انرژی و حتی آب و داده، به اهداف اصلی تبدیل شدهاند.
در چنین شرایطی، تقویت تابآوری اقتصادی، توسعه زنجیرههای داخلی تولید و حفاظت از زیرساختهای حیاتی، بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند؛ موضوعی که در چارچوب راهبرد «اقتصاد مقاومتی» قابل تحلیل است.