توسعه معدن در بند فرسودگی ناوگان و فقر فناوری

0 11

معدن۲۴: صنعت معدن ایران به دلیل فرسودگی گسترده ناوگان و عقب‌ماندگی فناورانه، در مرحله‌ای از بحران ساختاری قرار گرفته است. برآوردها نشان می‌دهد میانگین عمر تجهیزات در معادن کشور حدود ۲۰ سال است و بسیاری از واحدها با آثار مستقیم این فرسودگی از جمله افزایش هزینه‌های اضطراری، افت بهره‌وری و کاهش رقابت‌پذیری دست‌وپنجه نرم می‌کنند. این شرایط، معدن را به جای مسیر «توسعه و اکتشاف»، در چرخه‌ای از «نگهداری و تعمیرات فرساینده» گرفتار کرده است.

یکی از پیامدهای اصلی بحران تجهیزات، سلب توان سرمایه‌گذاری از معادن است. به‌طور مشخص، در برخی گزارش‌ها اشاره شده که حدود ۴۰ درصد از نقدینگی معادن صرف تعمیرات اضطراری می‌شود؛ در حالی که این نسبت در استانداردهای بین‌المللی حدود نصف است. در عمل، این وضعیت باعث می‌شود منابع مالی که باید صرف مواردی مانند نوسازی ناوگان، توسعه ظرفیت، آموزش نیروی انسانی و اکتشاف شوند، به سمت هزینه‌های فوری و غیرمولد سوق پیدا کند. نتیجه آن کاهش رقابت‌پذیری، افت کیفیت عملیات و رکود فعالیت در بخش معدن‌کاری کوچک و متوسط است.

در واقع، ترکیب تحریم، محدودیت ارزی و چالش‌های بوروکراتیک، معادن را در چرخه معیوب هزینه بالای استخراج و کاهش رقابت‌پذیری گرفتار کرده است. کارشناسان هشدار می‌دهند بدون تسهیل فوری واردات تجهیزات نوین، بخش معدن از چرخه رقابت جهانی حذف و سرمایه‌های آن در مسیر صیانت از ماشین‌آلات از رده خارج، هدر خواهد رفت. ادامه تولید با تجهیزات فرسوده علاوه بر افزایش هزینه‌های جاری، می‌تواند ریسک ایمنی نیروی انسانی را بالا ببرد و کیفیت عملیات را کاهش دهد. وقتی این روند ادامه پیدا کند، بهره‌وری افت می‌کند و در نهایت بسیاری از معادن به‌خصوص در مقیاس کوچک و متوسط به سمت ناتوانی اقتصادی و رکود سوق پیدا می‌کنند.

طبق داده‌های ارائه‌شده، شکاف تکنولوژیک در صنعت معدن ایران به حدود نیم‌قرن رسیده است. یک شاخص مهم در این زمینه، عمق اکتشاف و سطح فناوری‌های مرتبط است. در حالی که پیشروهای جهانی مانند استرالیا و کانادا در اعماق بیش از هزار متر فعالیت می‌کنند، میانگین عمق اکتشاف در ایران هنوز زیر ۲۰ متر باقی مانده است. این عقب‌ماندگی در معادن زیرزمینی و تجهیزات ژئوفیزیک که به دلیل پیچیدگی‌های فنی نیازمند فناوری پیشرفته‌تر هستند شدت بیشتری دارد. استمرار کار با ابزارهای قدیمی، می‌تواند منجر به تولید سودهای صوری شود؛ یعنی فعالیت‌هایی که ظاهراً ادامه دارند، اما در تحلیل اقتصادی دقیق به دلیل بهره‌وری پایین و اتلاف منابع، فاقد توجیه فنی هستند.

در بسیاری از کشورها، دولت‌ها از طریق ابزارهای مالی و برنامه‌های نوسازی، به‌صورت دوره‌ای امکان تأمین و جایگزینی ناوگان را فراهم می‌کنند در ایران نبود چنین ساختار حمایتی باعث می‌شود زنجیره ارزش معدن تضعیف شود و سرمایه‌گذاری‌های مولد جای خود را به هزینه‌های نگهداری اضطراری بدهد. در نتیجه، فرصت ارتقای فناوری و بهبود بهره‌وری از بخش خصوصی و معدن‌داران سلب می‌شود. شواهد نشان می‌دهد صنعت معدن ایران در یک بحران چندلایه گرفتار شده است: فرسودگی تجهیزات، محدودیت‌های تأمین، شکاف تکنولوژیک و ضعف سازوکارهای حمایتی. ادامه این روند می‌تواند به کاهش جدی رقابت‌پذیری، افزایش هزینه‌ها و از دست رفتن فرصت‌های توسعه منجر شود. راه برون‌رفت، تسهیل فوری مسیر واردات و نوسازی ناوگان، اصلاح سیاست‌های مدیریتی و ایجاد چارچوب‌های همکاری دولت و بخش خصوصی برای ورود فناوری‌های نوین و افزایش بهره‌وری است.

ممکن است از اینها هم خوشتون بیاد
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.