به نامِ «خاک» که گنجینهیِ جانِ زمین است
معدن ۲۴:چهار بهار، دستانم به الفتِ با پاسداشت سنگ و خاک پیوند خورد و افتخارِ میزبانیِ نکوداشت «روزِ ملّی معدن» را به امانت در کف داشتم. در آن ایام، در آیینهیِ همتِ بلندِ اهالیِ این صنعت، توسعهیِ فرداهایِ روشنِ ایران را به تماشا مینشستیم.
امسال اما، تقدیر چنین خواست که غبارِ اندوهِ جنگ، سایهسارِ این محفلِ خجسته گردد و چراغِ این گردهماییِ سالانه، در میانِ هیاهویِ ناملایمات، موقتاً خاموش بماند. اما سوگند به صلابتِ صخرهها که سکوتِ امسال، نه از سرِ غفلت، که درنگی است برای اندیشهای عمیقتر.
در سر داشتم و دارم که در این آیین، با کمک یکدیگر طرحی نو دراندازیم؛ نه صرفاً برایِ تکریم، که برایِ تبیینِ «بنیادی مستحکم»؛ میثاقی که میانِ ارکانِ سهگانهیِ قوایِ کشور، دیدهبانانِ نظارتی و تمامیِ جانسختانِ عرصهیِ صنعتِ معدنی، پیوندی ناگسستنی برقرار کند؛ میثاقی که توسعهیِ حقیقی را از حصارِ شعار بیرون کشیده و سدّی باشد در برابرِ تفرقهها و تشتتهایی که جانِ این پیکرهیِ عظیم را میفرساید. اگرچه دستِ زمانه فعلاً این فرصت را از ما بازستاند، اما سودایِ این پیوندِ سازنده، همچنان در سینه باقی است.
اینک، در روزی که به نامِ «معدن» در تقویمِ عشق و تلاش حک شده، دستانِ پینهبستهیِ کارگرانِ شریف، بازوانِ ستبرِ مهندسانِ خلاق، ارادهیِ استوارِ پیمانکاران، درایتِ مشاوران، همتِ بازرگانانِ نکتهسنج و چشمانِ بیدارِ تمامیِ ذینفعانِ این خاکِ زرخیز را به گرمی میفشارم.
شما که با درایتِ خویش، جانِ سنگ را به در میآورید و در عمقِ تاریکِ زمین، نورِ توسعه و امید میتابانید، ستونهایِ استوارِ این سرزمین هستید. این روز، نه تنها به شما، که به شرافتِ کار و حیاتِ صنعتِ ایران فرخنده باد.
به امیدِ آنکه در آیندهای نزدیک، دوشادوشِ یکدیگر، آن «بنیادِ مستحکم» را نه فقط بر کاغذ، که بر پهنهیِ واقعیِ اقتصادِ ایران بنا نهیم.
با احترام و سپاس
سعید عسکرزاده