افول مصرف سیمان
ایران با برخورداری از ظرفیت اسمی بیش از ۹۰میلیون تن تولید در سال، در زمره تولیدکنندگان بزرگ سیمان جهان قرار دارد و علاوه بر تامین نیاز داخلی، بخشی از تولید خود را به بازارهای منطقهای صادر میکند. با این حال، آنچه امروز تصویر این صنعت را شکل میدهد، ترکیبی از رکود تقاضا، رشد هزینههای تولید، محدودیتهای انرژی و چالشهای سیاستگذاری در بورس کالا بوده که تراز مالی بسیاری از شرکتهای سیمانی را تحت فشار قرار داده است.
بررسی آمار ۹ ماهه امسال نشان میدهد صنعت سیمان با رکود حدود ۱۰ درصدی در مصرف مواجه بوده و عملا یکدهم از بازار مصرف خود را نسبت به مدت مشابه سال قبل از دست داده است. این کاهش تقاضا، بیش از هر چیز ناشی از افت فعالیتهای ساختمانی و کندی پروژههای عمرانی است. رکود در بخش مسکن، کاهش سرمایهگذاریهای جدید و محدود شدن منابع بودجهای پروژههای دولتی باعث شده مصرفکنندگان اصلی سیمان، اعم از سازندگان بخش خصوصی و پیمانکاران پروژههای ملی، حجم خرید خود را کاهش دهند. در نتیجه، عرضه در بسیاری از مقاطع زمانی از تقاضا پیشی گرفته و بازار با مازاد نسبی مواجه شده است. در چنین شرایطی، حتی اگر هزینههای تولید افزایش یابد، بازار کشش رشد قیمتی قابلتوجه را ندارد و تولیدکنندگان ناچار هستند برای حفظ نقدینگی و گردش عملیات، محصول خود را با حداقل حاشیه سود عرضه کنند.همچنین در سمت هزینهها، وضعیت متفاوت و حتی نگرانکننده است.
محدودیتهای انرژی در سال جاری نسبت به سال گذشته تشدید شده و از اردیبهشتماه محدودیت تامین گاز آغاز و در تابستان نیز ادامه یافته است. بخش قابلتوجهی از کارخانهها برای جلوگیری از توقف خطوط تولید به استفاده از مازوت روی آوردهاند. سوختی که علاوه بر تبعات زیستمحیطی، هزینه تمامشده را بهشدت افزایش میدهد.
به گفته فعالان صنعت، مصرف مازوت بهدلیل هزینههای حمل و لجستیک، عملا هزینه سوخت را تا حدود دو برابر افزایش میدهد. این در حالی است که افزایش نرخ ارز نیز موجب رشد قیمت قطعات یدکی، تجهیزات، مواد اولیه و هزینههای حملونقل شده و مجموع این عوامل، بهای تمامشده تولید هر تن سیمان را بالا برده است. شکاف میان رشد هزینهها و ثبات نسبی قیمت فروش، فشار مضاعفی بر سودآوری شرکتها وارد کرده و حاشیه سود عملیاتی را محدود کرده است. در این میان، نقش بورس کالا در تنظیم بازار سیمان پررنگ است. طی سالهای اخیر، عرضه سیمان در بورس کالای ایران بهعنوان سازوکاری برای شفافیت قیمت، حذف واسطهگری و کشف نرخ در فضای رقابتی دنبال شده است. از نظر تئوری، این سازوکار میتواند به تعادل بازار کمک کند، چراکه قیمتها براساس عرضه و تقاضا و در بستری شفاف تعیین میشود. با این حال، در شرایطی که تقاضا کاهش یافته، تعیین کف عرضه در بورس عملا انعطافپذیری تولیدکنندگان را محدود کرده است. زمانی که کارخانهها ملزم به عرضه حجم مشخصی از محصول هستند اما تقاضا در سطح پایینی قرار دارد، امکان افزایش قیمت متناسب با رشد هزینهها از بین میرود و رقابت قیمتی میان عرضهکنندگان شدت میگیرد. به بیان دیگر، سازوکار فعلی بورس کالا در وضعیت رکودی، بیشتر به تثبیت یا حتی مهار قیمتها انجامیده و اجازه نداده افزایش هزینههای تولید به همان نسبت در قیمت فروش منعکس شود.
شکاف هزینه و قیمت در بازار سیمان عمیقتر شدنمونه بارز این ناهماهنگی را میتوان در بازار پاکت سیمان مشاهده کرد. قیمت پاکت که در بورس کالا عرضه میشود، از حدود ۷ تا ۸ هزار تومان در خردادماه به حدود ۱۷ هزار تومان رسیده و بیش از دو برابر شده است. در مقابل، قیمت فروش سیمان متناسب با این رشد افزایش نیافته است. بنابراین تولیدکننده ناچار است نهاده بستهبندی را با نرخ بالا خریداری کند، اما محصول نهایی را در بازاری با سقف قیمتی محدود عرضه کند. این عدم توازن، هزینه مضاعفی به صنعت تحمیل کرده و حاشیه سود را بیش از پیش کاهش داده است.
با نزدیک شدن به پایان سال و افزایش نیاز واحدها به نقدینگی برای پرداخت هزینههای جاری، حقوق و تعمیرات، بسیاری از کارخانهها ناچار هستند با وجود نارضایتی از سطح قیمتها، عرضه خود را ادامه دهند. در چنین فضایی، پرسش اصلی آن است که آیا نشانهای از خروج از رکود دیده می شود؟ پاسخ کوتاهمدت چندان امیدوارکننده نیست. تا زمانی که رونق محسوسی در بخش مسکن و پروژههای عمرانی ایجاد نشود و محدودیتهای انرژی کاهش نیابد، بعید است تقاضا جهش چشمگیری را تجربه کند. از سوی دیگر، بازنگری در برخی سازوکارهای بورس کالا، ازجمله نحوه تعیین کف عرضه و ایجاد انعطاف بیشتر متناسب با شرایط بازار، میتواند بخشی از فشار بر تولیدکنندگان را کاهش دهد.
بهطور کلی صنعت سیمان ایران در نقطهای قرار دارد که از یک سو با ظرفیت بالای تولید و زیرساختهای گسترده صنعتی مواجه است و از سوی دیگر با رکود تقاضا و افزایش مستمر هزینهها دستوپنجه نرم میکند. تداوم این وضعیت میتواند سرمایهگذاریهای جدید و نوسازی خطوط تولید را به تعویق اندازد.