ظرفیتهای بازار سرمایه برای احیاء صنایع فولاد و پتروشیمی
معدن۲۴: یک کارشناس بازار سرمایه معتقد است بازار سرمایه نقش مکمل و غیرقابل انکار در احیای صنایع فولاد و پتروشیمی پس از جنگ دارد و این بازار با ابزارهایی نظیر اوراق مالی اسلامی، افزایش سرمایه از طریق سهام و صندوقهای پروژه، ظرفیت تأمین مالی بلندمدت را داراست.
سهیلا نقیپور درباره ظرفیتهای بازار سرمایه برای کمک و احیاء صنایع آسیبدیده در جنگ رمضان اظهار کرد: جنگها همواره زیرساختهای صنعتی کشورها را با آسیبهای جدی مواجه میکنند. در این میان، صنایع فولاد و پتروشیمی به دلیل ماهیت سرمایهبر، فناوری پیچیده و نقش حیاتی در زنجیره ارزش اقتصاد ملی، از حساسترین بخشهایی هستند که تخریب آنها میتواند اثرات بلندمدتی بر تولید ناخالص داخلی، اشتغال و تجارت خارجی بر جای گذارد. احیای این صنایع نیازمند منابع مالی عظیم، برنامهریزی بلندمدت و ابزارهای نوین تأمین مالی است.
وی ادامه داد: بازار سرمایه، بر خلاف سیستم بانکی که عمدتا منابع کوتاه مدت و با نرخ سود دستوری ارائه میدهد، بستر مناسبی برای تأمین مالی بلندمدت و پروژه محور فراهم میکند. از جمله قابلیتهای کلیدی آن میتوان به انتشار اوراق مالی اسلامی اشاره کرد که انواع مختلفی دارد.
نقیپور افزود: اوراق مرابحه، استصناع و اجاره به دلیل انطباق با موازین شرعی و قابلیت پشتوانه قرار گرفتن داراییهای موجود، ابزاری کارآمد برای نوسازی خطوط تولید فولاد و مجتمعهای پتروشیمی محسوب میشوند. به عنوان مثال، اوراق استصناع میتواند تأمین مالی ساخت تجهیزات سفارشی و آسیبدیده را تسهیل کند. افزون بر این، شرکتهای فولاد و پتروشیمی میتوانند با شفافسازی میزان خسارات و ارائه طرحهای بازسازی، از طریق عرضه اولیه سهام یا افزایش سرمایه از محل آورده نقدی و مطالبات سهامداران، منابع لازم را جذب کنند.
این کارشناس بازار سرمایه درباره مزایای این روش گفت: این روش علاوه بر تأمین نقدینگی، نظارت عمومی از طریق سهامداران را نیز به همراه دارد.
همچنین ایجاد صندوقهای سرمایهگذاری متمرکز بر بازسازی صنایع آسیبدیده، امکان مشارکت سرمایهگذاران خرد و کلان را فراهم میکند. این صندوقها با مدیریت حرفهای، ریسک پروژه را میان سرمایهگذاران توزیع کرده و نقدشوندگی نسبی ایجاد میکند.
او با بیان اینکه به رغم پتانسیل بالا، تحقق این نقش با موانعی جدی مواجه است، توضیح داد: نخست آنکه پس از جنگ، ارزیابی دقیق میزان آسیب به تأسیسات معمولا دشوار است و بازار سرمایه ماهیتا به اطلاعات شفاف و قابل اتکا نیاز دارد. برآوردهای خسارت غیرواقعی یا ناقص، اعتماد سرمایه گذاران را خدشه دار میکند. دوم آنکه سرمایه گذاران نهادی و خرد در شرایط پسا جنگ، با ریسک بازگشت مجدد درگیریها، تحریم های بین المللی و توقف پروژه ها مواجه هستند که این امر تمایل به سرمایه گذاری بلندمدت را به شدت کاهش میدهد. سوم آنکه در اقتصادهای جنگ زده، بازار ثانویه اوراق بهادار معمولا دچار رکود و نقدشوندگی پایین است که مانع از فروش سریع اوراق توسط سرمایه گذاران میشود.
نقیپور در پاسخ به این پرسش که آیا امکان تأمین مالی از مسیر بازار سرمایه وجود دارد؟ گفت: پاسخ مثبت اما مشروط است. امکان تأمین مالی وجود دارد، اما نه به تنهایی و نه در کوتاه مدت. تجربه کشورهایی که با صحنههای مشابه مواجه بوده اند نشان میدهد که بازار سرمایه تنها در صورتی کارآمد خواهد بود که دولت تضمین حاکمیتی و پشتوانه بودجهای برای بازپرداخت نه اوراق فراهم آورد، قوانین موقت و ویژه بازسازی همچون معافیتهای مالیاتی بلندمدت برای سرمایهگذاری در مناطق آسیب دیده به تصویب برسد، و نهادی مستقل تحت عنوان صندوق بازسازی صنایع راهبردی تشکیل شده و فرآیند انتشار اوراق و جذب سرمایه را با نظارت کارشناسان مجرب مدیریت کند.
این کارشناس بازار سرمایه در جمعبندی صحبتهایش گفت: در مجموع، بازار سرمایه نقشی مکمل اما غیرقابل انکار در احیای صنایع فولاد و پتروشیمی پس از جنگ ایفا میکند. این بازار با ابزارهایی نظیر اوراق مالی اسلامی، افزایش سرمایه از طریق سهام و صندوقهای پروژه، ظرفیت تأمین مالی بلندمدت را دارد. با این حال، موفقیت آن منوط به شفافیت اطلاعاتی، کاهش نااطمینانی های امنیتی و سیاستی، و حمایت مستقیم دولت در قالب تضامین و مشوق های مالیاتی است. بدون این پیش نیازها، بازار سرمایه به تنهایی قادر به جبران خسارات گسترده جنگ نخواهد بود و ناگزیر باید ترکیبی از منابع بودجهای دولتی، کمکهای بین المللی و تأمین مالی مردمی از طریق همین بازار به کار گرفته شود.