پیدا و پنهان ساختار فولاد ایران

0 5

معدن ۲۴:رئیس هیات‌ اجرایی انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران با بیان اینکه صنعت فولاد در ایران از وابستگی ۱۰۰ درصدی به خودکفایی کامل رسیده است، گفت: امروز، ایران نه تنها در صنعت فولادسازی، بلکه در برند سازندگی در سطح جهان نیز شناخته می‌شود به طوری که حتی تحریم های آمریکا سبب شکوفایی قطعه سازی و صنایع پایین دستی فولاد در کشور شده است.

کارخانه فولاد مبارکه اصفهان به عنوان نخستین کارخانه تولید محصولات فولادی در کشور در جنگ تحمیلی سوم دو بار از سوی دشمن آمریکایی صهیونیستی مورد تجاوز و بمباران قرار گرفت؛ این کارخانه که از صنایع مادر در کشور محسوب می شود، هفتم و دوازدهم فروردین ماه از سوی دشمن متجاوز بمباران شد؛ اگرچه فولاد مبارکه تنها کارخانه و زیرساخت صنعتی کشور نبود که در این جنگ آسیب دید و دشمن متجاوز نقاط دیگری چون فولاد خوزستان و برخی واحدهای پتروشیمی را نیز هدف قرار داد اما به دلیل آنکه راه اندازی فولاد مبارکه سبب شد تا ایران وارد باشگاه سازندگان فولاد در جهان شود، به سراغ یکی از بنیانگذاران صنعت فولاد رفتیم تا از این صنعت و تلاش های صورت گرفته برای توسعه آن بیشتر بدانیم.

نادر سلیمانی یکی از پیشکسوتان صنعت فولاد و نویسنده کتاب روایت فولاد با حضور در استودیو خبرگزاری ایرنا به تاریخچه شکل گیری صنعت فولاد از ابتدا تا انقلاب اسلامی، بومی سازی قطعات خط تولید فولاد، جایگاه ایران در رتبه دهم جهانی، تسریع در بازسازی واحدهای فولادی آسیب دیده در جنگ تحمیلی آمریکایی- صهیونی، واگذاری واردات ورق گرم به فولاد مبارکه، سهم فولاد در اقتصاد و اشتغال کشور پرداخت.

بخش نخست این گفت و گو به شرح زیر است:

صنعت فولاد مصداق جنگ اراده ها

در جنگ تحمیلی اخیر شاهد حمله به زیرساخت های ایران بودیم که مهمترین حمله به فولاد مبارکه و تخریب آن بود. از تاریخچه ورود صنعت فولاد برایمان بگویید و اینکه چطور ایران وارد باشگاه سازندگان فولاد در جهان شد؟

در دوره قاجار، به‌مدت حدود ۱۳۰ سال، ایران اساساً فاقد صنعت فولادسازی بود. تنها در دوران کوتاه سه‌ساله صدارت امیرکبیر تلاش‌هایی برای توسعه صنعت و پیشرفت کشور صورت گرفت، اما با شهادت او این حرکت متوقف شد. در نتیجه، می‌توان گفت در دوران قاجار هیچ صنعت قابل توجهی به‌ویژه در حوزه فولاد شکل نگرفت.

با ورود به دوران پهلوی، به رغم شعارهای فراوان در زمینه صنعتی‌سازی کشور، پیشرفت واقعی در صنایع مادر مانند فولاد و پتروشیمی حاصل نشد. خود شاه نیز، طبق آنچه در تاریخ آمده، پس از ناکامی در اصلاحات ارضی، با شعار «شتاب به سوی صنعت» اعلام کرد که باید صنعت را جایگزین کشاورزی کرد و غربی‌ها نیز از این ایده حمایت کردند. با این‌حال، کشورهای غربی هرگز حاضر نشدند تکنولوژی صنایع مادر را در اختیار ایران قرار دهند.

تنها قرارداد جدی در حوزه فولاد در سال ۱۳۴۹ خورشیدی برای احداث ذوب‌آهن اصفهان منعقد شد که تکنولوژی آن کاملاً شرقی و متعلق به روسیه بود؛ ظرفیت اولیه این واحد حدود ۷۵۰ تا ۸۰۰ هزار تن در سال بود و با راه‌اندازی آن، کل تولید فولاد کشور پیش از انقلاب به حدود یک میلیون تن در سال رسید. در آن زمان، بحث‌های تبلیغاتی بسیاری درباره خرید صنایع فولادسازی از شرکت کروپ آلمان مطرح شد، اما آن نیز بیشتر جنبه نمایشی داشت و صنعت کشور به‌شدت وابسته باقی ماند.

پس از انقلاب اسلامی، با وجود جنگ تحمیلی و مشکلات فراوان اقتصادی، کشور توانست تولید فولاد را حدود ۴۰۰ هزار تن افزایش دهد و به رقم ۱٫۲ میلیون تن در سال برسد. در دوره ریاست‌جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی، زمانی که گزارش تولید فولاد کشور به ایشان ارائه شد، با نگاهی نگاه عاقل اندر سفیه گفتند که مگر می شود سالی یک تن فولاد تولید کرد! وزارت معادن و فلزات به ریاست مهندس محلوجی و تیمشان با برنامه‌ریزی اعلام کردند که این هدف، به شرط حمایت دولت، قابل دستیابی است.

اولین برنامه پنج‌ساله توسعه فولاد کشور تدوین شد؛ برنامه‌ای که هدفش شکستن رکورد ۱۸۰ ساله و افزایش تولید فولاد به میزان یک میلیون تن در هر سال بود. با توجه به این هدف، نخستین گام، توسعه معادن کشور بود؛ به‌ویژه معادن سنگ‌آهن، که پایه اصلی صنایع فولاد محسوب می‌شود. سایر معادن نظیر سنگ گرانیت و سنگ‌های تزئینی نیز در دستور توسعه قرار گرفتند.

در پایان دوره ریاست‌جمهوری آقای هاشمی، با حمایت ایشان و تلاش وزارت معادن و فلزات، تولید فولاد کشور به رقم ۷٫۵ میلیون تن در سال رسید. این موفقیت تاریخی نشان داد که افزایش ظرفیت و توسعه صنعتی در ایران کاملاً امکان‌پذیر است، به‌شرطی که برنامه‌ریزی دقیق و حمایت مستمر دولت باشد.

پس از انقلاب اسلامی، آن جنگ اراده ها شروع شده بود نه جنگ آهن پاره ها، یعنی اراده ملت ایران و اراده تمام تکنوکرات‌های ایران و اراده تمام متخصصین ایران بر این بود که واقعاً کشور رو به لحاظ صنعتی توسعه بدهند. این اراده منجر به تدوین برنامه‌های توسعه، از جمله چشم‌انداز ۱۴۰۴، شد که تولید فولاد کشور را بالغ بر ۵۵ میلیون تن در سال هدف‌گذاری کرده بود.

چنین هدفی مستلزم توسعه زیرساخت‌های عظیم بود؛ به‌طور مثال، تولید سالانه سنگ آهن باید از حدود ۲.۷ میلیون تن به ۲۰۰ میلیون تن افزایش می‌یافت. این امر شامل توسعه معادن دیگر مانند معادن نسوز، سیلیسی و فروآلیاژها نیز می‌شد. علاوه بر این، بخش “نان-فِروس” (فلزات غیرآهنی) شامل آلومینیوم و مس نیز نیاز به توسعه هم‌زمان داشت.

غربی ها به سادگی تکنولوژی به ایران منتقل نمی کنند

 اینکه گفته می شد، کشورهای غربی حاضر نبودند دانش فولادسازی را به ایران منتقل کنند را کمی بیشتر توضیح دهید

پیش از انقلاب، وضعیت صنایع مادر نامطلوب بود. مجتمع مس سرچشمه که توسط آمریکایی‌ها رها شده بود، با تلاش گسترده راه‌اندازی شد اما تولید سالانه آن به زحمت به ۵۰ هزار تن می‌رسید. تولید سالانه آلومینیوم نیز در حدود ۲۸ تا ۳۰ هزار تن بود. این در حالی بود که نیاز کشور به فولاد، پیش از انقلاب، ۴ میلیون تن در سال تخمین زده می‌شد که تنها ۱ میلیون تن آن در داخل تولید و بقیه وارد می‌شد.

شعار «در کشاورزی موفق نیستیم، پس به سوی صنعت بشتابیم» اگرچه درست بود، اما نه توان کشور بر این بود که این کار را انجام بدهد نه غربی‌ها و نه آمریکایی‌ها به صورت اخص چه کل اروپایی‌ها تکنولوژی را به این سادگی در اختیار ایران قرار نمی‌دادند به همین دلیل، زمانی که آقای هاشمی رفسنجانی بحث افزایش سالانه تولید فولاد به یک میلیون تن را مطرح کردند، با تردیدها و حتی تمسخر برخی مواجه شد. اما خودباوری و توکل بر خداوند (با استناد به آیه “فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ”)، انگیزه لازم برای پیگیری این اهداف را فراهم آورد.

ماجرای انتقال فولاد از بندرعباس به اصفهان

قرار بود ابتدا صنعت فولاد در بندرعباس مستقر شود اما در نهایت به اصفهان آمد؛ علتش چه بود؟ چون ذوب آهن آنجا مستقر بود یا دلیل دیگری داشت؟

قرارداد ساخت کارخانه فولادسازی مبارکه در بندرعباس بود که شورای اقتصاد در آن زمان تصمیم گرفت که به اصفهان جابه جا شود هرچند با دلایل متعددی روبرو بود اما بعضی ها می گویند که “زرنگی اصفهانی‌ها” هم بوده است، اما از منظر توسعه اقتصادی نیز قابل توجیه است. توسعه اقتصادی پایدار، نیازمند توسعه زیرساخت‌های حیاتی مانند فولاد، پتروشیمی و نفت است.

امروزه، تولید مس در داخل کشور از ۳۰۰ هزار تن و تولید آلومینیوم از ۱۲۰ هزار تن فراتر رفته است. در حوزه فولاد، اگر مشکل کمبود آب که گریبان‌گیر فولادسازان بوده رفع می شد، ایران قادر است به هدف ۵۵ میلیون تن تولید سالانه دست یابد و جایگاه خود را از رتبه دهم جهانی به هفتم ارتقا دهد. این تحولات، نشان‌دهنده ظرفیت‌های بالقوه و بالفعل صنعت ایران در دوران پس از انقلاب است.

امروز، زمانی که از جایگاه دهم ایران در تولید فولاد در سطح جهان صحبت می‌کنیم، این موفقیت نه تنها برای ملت ایران، بلکه برای انقلاب اسلامی و تمام کسانی که در مسیر توسعه کشور تلاش کرده‌اند، افتخاری بزرگ محسوب می‌شود. این دستاورد زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم تمام کشورهای اروپایی، حتی قدرت‌های تولیدکننده فولاد مانند فرانسه، امروز در جایگاهی پایین‌تر از ایران قرار دارند.

این موضوع را بنده در کنفرانس عمان مطرح کردم و بسیاری از تجار عمانی از اینکه ایران از یک کشور مصرف‌کننده فولاد به یک کشور تولیدکننده و صادرکننده تبدیل شده است، ابراز شگفتی کردند. امروز، ایران نه تنها در صنعت فولادسازی، بلکه در برند سازندگی در سطح جهان نیز شناخته می‌شود.

ماجرای تحریم فولاد که سبب شکوفایی صنعت قطعه سازی شد

در سال ۱۳۹۷ ترامپ صنایع فولاد ایران را تحریم کرد این امر نقطه عطفی برای بومی‌سازی قطعات صنعتی بود. در آن زمان، وابستگی صنعت فولاد به واردات قطعات، سالانه حدود ۴.۵ میلیارد دلار ارزی کشور را مصرف می‌کرد. با اعلام تحریم‌ها و ممنوعیت فروش قطعات به ایران، ایران با فراخوانی شرکت‌های دانش‌بنیان و سازندگان داخلی، پروژه‌ای عظیم برای بومی‌سازی ۲۶ هزار قطعه مورد نیاز صنایع فولاد آغاز کرد.

وزارت صمت و سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران (ایمیدرو) با ممنوعیت ثبت سفارش واردات قطعات بومی‌شده، از این حرکت خودکفایی حمایت کردند. این اقدام نه تنها مانع خروج ارز از کشور شد، بلکه فرصتی برای رشد و شکوفایی سازندگان داخلی فراهم آورد.

امروزه، مصرف ارزی برای تأمین قطعات خطوط تولید فولاد، از ۱۴۰تا ۱۴۵ دلار به حدود ۴۵ تا ۵۰ دلار کاهش یافته است؛ این بدان معناست که عناصر ساخت داخل، از کوره‌ها گرفته تا کنورتورها و تأسیسات جانبی، همگی در داخل کشور تولید می‌شوند.

اگرچه سایه جنگ و تحریم‌ها ممکن است بر روند تولید تأثیر گذاشته باشد، اما توانمندی‌های فنی و ساخت داخل، اطمینان‌بخش است. انتظار می‌رود با کاهش تنش‌های بین‌المللی، کارخانه‌های فولادسازی آسیب‌دیده، از جمله فولاد مبارکه، به سرعت به چرخه تولید بازگردند و ایران بتواند به تعهد خود در برنامه تولید ۵۵ میلیون تن فولاد در سال دست یابد و جایگاه هفتم جهانی را در این صنعت استراتژیک تثبیت کند. این روایت، داستان تبدیل یک چالش بزرگ به یک دستاورد بزرگ ملی است.

برنامه تولید ۵۵ میلیون تن فولاد در سال پابرجاست

 آمارهایی از زمان بر بودن ۲ تا ۳ ساله ساخت فولاد مبارکه مطرح است از نظر شما این موضوع را چطور ارزیابی می‌کنید؟

اگرچه برخی حوزه‌ها، به‌ویژه در بخش کوره‌ها، آسیب‌هایی دیده‌اند، اما ادعای توقف کامل تولید یا عدم توانایی در رسیدن به اهداف، صحیح نیست. برنامه تولید ۵۵ میلیون تن فولاد در سال، همچنان یک هدف کلیدی است. در حال حاضر، ایران توانایی تولید حدود ۳۳ میلیون تن فولاد را دارد و زیرساخت‌های لازم برای تولید بقیه ظرفیت، در صورت رفع مشکلات زیرساختی مانند برق و آب، فراهم است. در بخش‌های دیگر صنعت فولاد، مانند تولید تیرآهن و میلگرد، کارخانه‌ها با تمام ظرفیت فعال بوده و هیچ مشکل حادی ندارد.

در حوزه‌هایی که دچار آسیب شده‌اند، برآورد کارشناسان حاکی از آن است که حتی در بدبینانه‌ترین حالت، فرآیند بازسازی و بازگشت به مدار تولید، حداکثر ۹ ماه به طول خواهد انجامید. به عنوان مثال، مجتمع فولاد مبارکه، با وجود آسیب در بخش‌هایی، در سایر حوزه‌ها مانند تولید اسلب (ماده اولیه ورق گرم) و بخش‌های نورد، کاملاً فعال است.تنها چالش احتمالی در کوتاه‌مدت، مربوط به کمبود احتمالی تولید اسلب است که پیش‌بینی می‌شود این کمبود در ماه، از ۵۰ هزار تن تجاوز نکند. این در حالی است که عرضه مستمر فولاد مبارکه در بورس کالا، از جمله عرضه ۱۶۷ تا ۱۸۰ هزار تنی در روزهای اخیر، حاکی از ثبات نسبی بازار است.

تنها حوزه‌ای که ممکن است با کمبود مواجه شود، تولید ورق گرم است. اما وزارت صمت مجوز واردات را برای فولاد مبارکه صادر کرده تا در صورت نیاز، این کمبود نیز جبران شود. در مقابل، در حوزه‌هایی مانند ورق‌های گالوانیزه و سرد، ایران نه تنها با کمبود مواجه نیست، بلکه ظرفیت تولید بسیار بالایی نیز دارد. بخش قابل توجهی از کارخانه‌های تولید ورق سرد، به دلیل نبود مواد اولیه کافی، با تمام ظرفیت خود فعالیت نمی‌کردند، در حالی که پتانسیل تولید سالانه حدود چهار میلیون تن را دارند.

ایران امروز نه تنها یک کشور تولیدکننده فولاد است، بلکه صادرکننده نیز محسوب می‌شود و توانسته است جایگاه دهم جهانی خود را حفظ کند.ایران در “جنگ اراده‌ها” قرار گرفته است، نه “جنگ آهن‌پاره‌ها”. اشتباه استراتژیک دشمنان در حمله به زیرساخت‌ها، اراده ملت ایران را شکست نخواهد داد. تجربه بومی‌سازی ۲۶ هزار قطعه در سال ۱۳۹۷، نشان داد که چگونه با اراده ملی و حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان، می‌توان بر تحریم‌ها غلبه کرد. از یک مصرف‌کننده قطعات فولادی، امروز به یک کشور تولیدکننده فولاد تبدیل شده‌ایم.

هرچند ممکن است افراد سودجو از شرایط سوءاستفاده کرده و قیمت‌ها را افزایش دهند، اما وجود ذخایر ۲ میلیون تنی فولاد در انبارهای کشور و عدم ورود تمام سهمیه‌های وارداتی به چرخه تولید، نشان می‌دهد که کمبود واقعی وجود ندارد و نظارت بر بازار ضروری است.با اتکا به توانمندی‌های داخلی و تجربه موفق بومی‌سازی قطعات، اطمینان داریم که در حوزه بازسازی کارخانه‌های آسیب‌دیده، کمترین مشکل را خواهیم داشت و صنعت فولاد ایران، با عبور از این چالش‌ها، مسیر رشد و توسعه خود را با قدرت ادامه خواهد داد.

انتقال فولاد مبارکه به بندرعباس غیرکارشناسی است

 نکته‌ای که وجود دارد این است که گفته می شود فولاد جزو صنایع آب بر است و حال که بهترین زمان برای انتقال آن به جنوب کشور است؛ از طرفی هم بررسی ها نشان می دهد که مصرف آب آن چندان بالا نیست و حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از آب زاینده رود هست. شما در این زمینه چه نظری دارید؟

واقعاً کسانی که این حرف ها را می‌زنند نه فولادسازی می‌شناسند و نه اطلاعاتی دارند. مصرف آب در کل حوزه فولاد کشور واقعاً به ۵ درصد نمی رسد یعنی این هم از آن تبلیغات بسیار بسیار مسموم است که حالا من نمی‌دانم بعضی از اساتید دانشگاه و یا کسانی که مسئول نیستند می زنند. در مقابل، بخش کشاورزی با بهره‌گیری از روش‌های غرقابی، بیش از ۹۰ درصد منابع آب کشور را استفاده می‌کند.

ما حاضریم با هر متخصص و کارشناسی بحث کنیم که از معدن تا تولید نهایی مصرف آب در این بخش پنج درصد است. ما خوشحال می شویم که کارخانه فولاد دیگری در بندرعباس احداث شود هر چند که فلسفه تشکیل فولاد جهان آرا بر این اساس بوده است. اما اینکه فولاد مبارکه را به بندرعباس انتقال بدهیم غیرکارشناسی است و امکان‌پذیرنیست. اگر مسئولان ما این حرف را زدند باید دقت کنند اگر افراد دیگری از روی غرض ورزی گفتند ما اصلا کاری با آنها نداریم.

صادرات شمش آهن خام فروشی نیست

ما در کشور واحدهای فولادی متعددی داریم اما خام فروشی در صنعت فولاد بالاست. به نظر شما مانع اصلی توسعه صنعت فولاد در کشور چیست؟ مسایل زیست محیطی و آب و یا سرمایه گذاری؟

ما هنوز در رابطه با بحث خام‌فروشی اختلاف نظر داریم. عده‌ای معتقدند که فروش شمش، مصداق خام‌فروشی است. شمش محصولی واسطه‌ای است که کارخانه‌های میلگرد و تیرآهن از آن استفاده می‌کنند؛ اما آیا واقعاً “خام” است؟در نظر بگیرید که تمام کشورهای اطراف ما برای واردات محصولات نهایی مانند میلگرد و تیرآهن، تعرفه‌های سنگینی وضع کرده‌اند. حال، اگر صادرکننده میلگرد با این تعرفه‌های سنگین مواجه شود و از سوی دیگر، گفته شود که حق صادرات شمش را ندارد (چون خام‌فروشی محسوب می‌شود)، در این صورت، مجبور است شمش را به داخل بدهد تا تبدیل به میلگرد شود. این فرآیند با مصرف آب، برق، نیروی کار ارزان کشور همراه است و در نهایت میلگرد با همان تعرفه‌های سنگین به آن سوی مرزها صادر می‌شود. در عمل، ممکن است این کار سود چندانی نسبت به صادرات شمش نداشته باشد.

یک بحث، خام‌فروشی در حوزه مواد اولیه مانند سنگ آهن است، در این موارد حتماً باید با آن برخورد جدی شود. اما در مورد محصولاتی مانند شمش، وضعیت متفاوت است.ما کشوری هستیم که به دنبال توسعه صادرات فولاد هستیم. اگر برنامه‌های توسعه به طور کامل اجرا شوند، باید در نظر گرفت که سرانه مصرف داخلی ما (حدود ۲۰۰ کیلوگرم برای جمعیت ۹۰ میلیونی) حدود ۱۸ تا ۲۰ میلیون تن است.

در صورتی که تولید به ۲۵ تا ۳۰ میلیون تن برسد، مازاد قابل توجهی برای صادرات خواهیم داشت. به عنوان مثال، اگر تولید را ۳۰ میلیون تن در نظر بگیریم، حدود ۱۳ تا ۱۴ میلیون تن ظرفیت برای صادرات وجود دارد.در حالی که ما قویاً با خام‌فروشی (به معنای واقعی آن، یعنی مواد اولیه) مخالفیم، اما این دیدگاه که صادرات شمش به منزله خام‌فروشی است را نمی‌پذیریم و رد می‌کنیم.

فولاد اشتغالزایی بالایی دارد

 در مجموع نزدیک نیم قرن گذشته چه تحولاتی در صنعت فولاد ایران حادث شده و چقدر در اقتصاد ایران ریشه دوانده است؟

در حوزه فولاد، اشتغال‌زایی نیروی انسانی بسیار بالاست. دولت‌ها باید به ظرفیت‌های موجود توجه کنند و آنها را تکمیل کنند تا هم مشکلات اشتغال حل شود و هم درآمد کشور افزایش یابد. به عنوان مثال، واردات ۲۰۰ هزار تن ورق از روسیه، نیازمند حدود ۱۰۰ میلیون دلار ارز است. اگر بخواهیم سالانه ۲ میلیون تن ورق وارد کنیم، حدود ۱۰ میلیارد دلار با هزینه‌های حمل، ارز از کشور خارج می‌شود.

در مقابل، اگر به تولید داخل اهتمام ورزیم و پتانسیل صادرات فولاد را فعال کنیم، نه تنها این ارز را هدر نمی‌دهیم، بلکه معادل ۴ تا ۵ برابر آن، ارزآوری خواهیم داشت. به عنوان مثال، صادرات ۱۰ میلیون تن فولاد (که جزو برنامه‌ها بوده است) با نرخ‌های فعلی، می‌تواند ۵ تا ۶ میلیارد دلار درآمد ارزی ایجاد کند. این امر علاوه بر حل مسائل اشتغال و مسائل اجتماعی، به نشاط و توسعه جامعه کمک می‌کند.

اینکه امروز بانک مرکزی و وزارت اقتصاد به اهمیت تولید پی برده‌اند، بسیار امیدوارکننده است. در گذشته، تصور اضافه شدن سالانه یک میلیون تن به تولید فولاد، امری نشدنی به نظر می‌رسید، اما اکنون این اتفاق افتاده و مسئولان متوجه نعمت این توسعه شده‌اند. آسیب دیدن چند کارخانه، اهمیت حیاتی این صنایع را در اقتصاد کشور آشکار ساخت.

حرف‌های بی‌ربطی مانند «فولاد آب‌بر است» یا «باید فولاد را از اصفهان به بندرعباس منتقل کرد»، حرف‌های خام و غیرکارشناسی هستند. این توسعه در حوزه‌های فولاد و پتروشیمی، توانمندی رزمندگان ما در جبهه‌ها را نیز مدیون خود کرده است. زمانی برای وارد کردن یک قطعه، در بنادری مانند ایتالیا، ژاپن یا دبی با مشکل مواجه می‌شدیم، اما امروز خودمان قادر به ساخت آن هستیم. موفقیت در میدان نبرد، نتیجه تلاش ۴۰ ساله در حوزه فولاد و پتروشیمی است.

فولاد مبارکه متولی تنظیم بازار ورق فولاد است

 اخیراً وزارت صنعت، معدن و تجارت برای رفع نیاز صنایع پایین‌دستی، مسئولیت واردات «ورق گرم» را به فولاد مبارکه واگذار کرده است. در پی این تصمیم، عده‌ای با رویکردی غیرمنصفانه، این اقدام را به ایجاد «انحصار» تعبیر کرده‌اند در این باره توضیح بدهید

اولاً که من فکر نمی‌کنم فولاد مبارکه واقعاً دنبال این باشد که این واردات را انحصاری در قبضه خودش داشته باشد چون واردات هم امروز همچین کار آسانی نیست که مبارکه علاقه‌مند باشد که ۱۰۰ درصد آن را در انحصار خودش بگیرد.

فولاد مبارکه متولی تنظیم بازار ورق فولاد است؛ کمبود ما در حوزه ورق به ماهی ۵۰ هزار تن نمی رسد من خودم واقعاً اعتقادم بر این است که آدم‌های بی انصافی که این سهمیه‌ها را گرفتند و ورق ها را در انبارهایشان نگهداری کردند که گران‌تر بفروشند یک نوع خیانت به کشور انجام دادند. اگر آنها به فولاد مبارکه کمک کنند بسیاری از مشکلات حل می شود.

وزارت صمت با هدف تنظیم بازار و کاهش التهابات، این مسئولیت را به فولاد مبارکه محول کرده است. در جلسات اخیری که با مسئولین شرکت داشتم، صراحتاً اعلام کردم که ما هیچ اصراری بر انحصاری کردن این مسیر نداریم. اتفاقاً عرصه برای فعالان اقتصادی باز است؛ هر شخصی که توانایی لازم را دارد می‌تواند برای واردات ورق اقدام کند.

فولاد مبارکه متعهد است تمام سهمیه‌هایی که در سال گذشته وجود داشته را با حداکثر تلاش جبران کند تا چرخ صنایع پایین‌دستی کشور با مشکل مواجه نشود. هدف نهایی ما حذف واسطه‌گری‌ و تأمین پایدار نیاز تولیدکنندگان داخلی است.

فولاد از وابستگی ۱۰۰ درصدی به خودکفایی رسیده است

 در پایان اگر اگر نکته ای درباره احیا و بازسازی صنعت فولاد دارید توضیح بدهید

در گذشته، کشور در این حوزه ۱۰۰ درصد وابسته بود. با این حال، از تولید یک میلیون تنی در قبل از انقلاب، امروز به سطحی رسیده‌ایم که تولید سالانه به میلیون‌ها تن رسیده است. جایگاه ما در صنعت جهانی فولاد، دهم است و از کشورهایی چون فرانسه و ایتالیا پیشی گرفته‌ایم. در صنعت فلزات غیرفلزی (مس و آلومینیوم) و پتروشیمی هم وضعیت خوبی است.

تصور دشمن مبنی بر ایجاد سردرگمی در کشور با هدف قرار دادن نقاط کلیدی پتروشیمی یا فولاد، خوشبختانه با شکست مواجه شد و این صنایع به سرعت بازسازی و فعالیت خود را از سر گرفتند.آنچه که می‌خواهم به طور ویژه بر آن تأکید کنم و از طریق رسانه‌ها به استحضار ملت عزیز برسانم، اراده قاطع فولادسازان کشور و تمامی فعالان این عرصه است.

ما، همچون رزمندگان در میدان نبرد، با عزمی راسخ در تلاشیم تا کارخانه‌های آسیب‌دیده را بدون هیچ کم و کاستی احیا کنیم. اطمینان داشته باشید که این فرآیند احیا به سرعت انجام خواهد شد و هیچ‌گونه نگرانی یا تردیدی در این زمینه وجود ندارد. این‌گونه نگرانی‌ها و تردیدها، بیشتر القائات دشمن و بهره‌برداری عده‌ای معدود از شرایط است که امیدواریم با وحدت کلمه و اراده‌ای که ملت ایران همواره از خود نشان داده است، بتوانیم این مرحله دشوار را با موفقیت پشت سر بگذاریم.

 

منبع ایرنا
ممکن است از اینها هم خوشتون بیاد
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.