مرگ تدریجی صادرات
معدن۲۴: تولید گندله کشور در سالهای اخیر در سطح حدود ۶۲ میلیون تن سالانه تثبیت شده است؛ رقمی که در ظاهر نشاندهنده پایداری است، اما در واقعیت، تضادهای شدیدی در زنجیره تولید دیده میشود. در حالی که کاهش مصرف داخلی، فشار را به سمت صادرات سوق داد و این مسیر تا مدتها به عنوان «سوپاپ اطمینان» عمل میکرد، اما امروز با انسداد مسیرهای ترانزیتی، این راهکار نیز به بنبست رسیده است.
مسعود رازفر،کارشناس صنایع معدنی، در گفتگو با معدن۲۴ اظهار کرد: تثبیت در رشد تولید، پیش از هر چیز ریشه در عدم توازن در صدور مجوزها دارد. در زنجیره آهن و فولاد، بیش از ۱۰۰ فقره مجوز صادر شده بود که بسیاری از آنها فاقد پشتوانه تأمین مواد اولیه بودند و بسیاری از این مجوزها باطل شدند.
او افزود: از سوی دیگر، باید توجه داشت که بهرهبرداری از واحدهای تولیدی، بهویژه در بخش آهن اسفنجی (که مصرفکننده اصلی گندله است)، همواره در سطح ۷۰ تا ۸۰ درصد ظرفیت اسمی بوده است. در برخی سالها، این میزان بهرهبرداری به دلیل محدودیتهای شدید، حتی به ۶۰ درصد نیز کاهش یافت. دلایل این موضوع را باید در دو مورد جستوجو کرد: نخست، نبود بالانس میان حلقههای مختلف زنجیره تولید از نظر ظرفیت اسمی و واقعی؛ و دوم، چالشهای زیرساختی انرژی. ما در زمستانها با کسری گاز و در تابستانها با بحران برق مواجه هستیم که این مسئله بیش از آنکه مربوط به کمبود تولید انرژی باشد، ناشی از عدم توانمندی شبکههای انتقال و توزیع است.
رازفر گفت: در نهایت، هرگونه تنش در بخش صادرات یا ایجاد مازاد تولید در سطح گندله، به سرعت اثرات زنجیرهای ایجاد میکند و ما را مجبور میکند تا برای مدیریت این مازاد، نگاهی به بازنگری در تولیدات بالادستی، یعنی کنسانتره و سنگآهن داشته باشیم.
این کارشناس صنایع معدنی بیان داشت: کاهش مصرف داخلی در واقع بازتابی از رکود در بخش ساختوساز و توقف یا کند شدن پروژههای توسعهای است که در نهایت منجر به افت چشمگیر مصرف سرانه فولاد در کشور شده است. اما اگر بپرسیم چه عاملی باعث این افت پیشرفت در پروژهها شده است، باید به مجموعهای از چالشهای متداخل اشاره کنیم. علاوه بر محدودیتهای ساختاری و زیرساختی که پیشتر ذکر شد، تحریمها و پیچیدگیهای قوانین داخلی همواره مانعی برای پیشرفت پروژهها بودهاند. اکنون نیز تحولات ژئوپلیتیک و شرایط ناشی از درگیریهای منطقه، فشار مضاعفی بر این صنعت وارد کرده است. این وضعیت نه تنها منجر به توقف یا کاهش سرمایهگذاریهای کلان در زیرساختها شده، بلکه زنجیره صادرات را نیز با دشواریهای جدی روبهرو کرده و در نتیجه، تقاضای داخلی برای محصولات فولادی به شدت کاهش یافته است.
رازفر با بیان اینکه در حال حاضر واحدهای تولیدی فعال هستند، اظهار کرد: باید به این نکته اشاره کنم که صادرات همواره به عنوان کاتالیزور و شتابدهنده تولید عمل میکند. در شرایط عادی، رونق صادرات نه تنها باعث توسعه ظرفیتها و ارتقای واحدها میشود، بلکه محرک اصلی حرکت سایر حلقههای زنجیره تولید است؛ به گونهای که میتوانیم با تکیه بر صادرات، کسریهای احتمالی در بخشهای مختلف را مدیریت و جبران کنیم. اما در مقطع کنونی، متأسفانه نمیتوان صادرات را یک عامل کمککننده دانست؛ چرا که با موانع و پیچیدگیهای شدیدی روبهرو شده است. انسداد مسیرهای ترانزیتی و تنشهای نظامی در اواخر سال گذشته و سال جاری، باعث شده صادرات به شکلی که باید، جریان نیابد. نتیجه این وضعیت، انباشتگی محصولات در انبارهاست که به شدت منجر به کاهش گردش نقدینگی در واحدهای تولیدی شده و فشار مالی عملیاتی را به شدت افزایش داده است.
او با توجه به تحولات اخیر در صنعت فولاد، به نیاز مبرم درباره یک ارزیابی جامع از وضعیت توازن زنجیرههای تولید اشاره کرد و گفت: این امر مستلزم تحلیلهای کارشناسی دقیق و عمیقی است تا بر اساس نتایج آن، تصمیم بگیریم که آیا باید گندله را در چرخه داخلی واحدها نگه داریم و فشار تولید را به سمت محصولات پاییندستی ببریم یا خیر. بدیهی است که عملیاتی کردن این رویکرد، نیازمند حمایتهای گسترده و ساختاری از سوی دولت است.
کارشناس صنایع معدنی ادامه داد: از سوی دیگر، باید بررسی کنیم که آیا میتوانیم مسیرهای جایگزینی برای صادرات گندله به بازارهای هدف بیابیم. ایجاد مسیرهای جایگزین برای ترانزیت و صادرات، نه تنها باعث ارزآوری بیشتر میشود، بلکه گردش مالی بنگاهها را حفظ کرده و از انباشتگی محصولات در انبارها جلوگیری میکند. در واقع ما بین دو راه-حل قرار داریم: یا بازتوزیع داخلی برای رسیدن به محصولات نهایی صادراتی، یا یافتن راهکارهای جایگزین برای خروج گندله از کشور.