نبرد بر سر عناصر نادر خاکی جهان
معدن۲۴: در سالهای اخیر، رقابت ژئوپلیتیک میان چین و آمریکا از سطح تنشهای تجاری فراتر رفته و به عرصهای راهبردیتر یعنی عناصر نادر خاکی کشیده شده است؛ موادی که به دلیل نقش حیاتی در صنایع پیشرفته از خودروهای برقی و انرژیهای نو گرفته تا تجهیزات دفاعی، پزشکی و فناوریهای دیجیتال، بهعنوان «نفت قرن بیستویکم» شناخته میشوند.
این عناصر در اقتصاد مدرن به یکی از پایههای اصلی قدرت صنعتی کشورها تبدیل شدهاند و کنترل زنجیره تأمین آنها عملاً به معنای تسلط بر بخش مهمی از آینده فناوری جهان است. در این میان، چین با در اختیار داشتن بخش عمده ذخایر و بیش از ۹۰ درصد ظرفیت فرآوری جهانی، جایگاه مسلطی در این بازار دارد؛ در حالی که سایر کشورها از جمله آمریکا با وجود ذخایر قابل توجه، همچنان در بخشهای پاییندستی زنجیره ارزش با وابستگی جدی مواجهاند.
برآوردها نشان میدهد تولید جهانی این عناصر در سال ۲۰۲۴ حدود ۳۹۰ هزار تن بوده که سهم عمده آن در اختیار چین قرار دارد. این تمرکز بالا موجب شده هرگونه اختلال در زنجیره تأمین این کشور، به سرعت بر صنایع حساس جهانی از جمله انرژیهای نو و صنایع دفاعی اثرگذار باشد. در مقابل، کشورهایی مانند برزیل و ویتنام با وجود برخورداری از ذخایر قابل توجه، به دلیل ضعف در فناوری فرآوری، سهم اندکی در تولید جهانی دارند؛ موضوعی که نشان میدهد مزیت اصلی این صنعت نه در میزان ذخایر، بلکه در فناوری و زنجیره ارزش نهفته است.
در چنین شرایطی، ایران نیز در موقعیتی قرار گرفته که میتواند در صورت برنامهریزی صحیح، وارد این زنجیره راهبردی شود. قرار گرفتن کشور در کمربند متالوژنی آلپ–هیمالیا و تنوع واحدهای زمینشناسی، ظرفیت بالقوهای برای شناسایی ذخایر عناصر نادر خاکی ایجاد کرده است. برخی مطالعات اولیه نیز از وجود تمرکز این عناصر در مناطق مختلف کشور خبر میدهد، اما همچنان فاصله قابل توجهی میان شناسایی این پتانسیلها و شکلگیری یک صنعت رقابتپذیر وجود دارد.
کارشناسان حوزه معدن معتقدند بخش مهمی از مطالعات ایران در این زمینه هنوز در مراحل ابتدایی قرار دارد و کشور در حوزه اکتشاف این مواد راهبردی با عقبماندگی تاریخی مواجه بوده است. محدودیتهای فناوری و اثرات تحریمها نیز در سالهای گذشته دسترسی به تجهیزات پیشرفته اکتشاف و فرآوری را با چالش روبهرو کرده و روند توسعه این بخش را کند ساخته است.
در کنار این وضعیت، برخی پروژههای تحقیقاتی داخلی در سالهای گذشته در زمینه استحصال آزمایشگاهی عناصر نادر خاکی مانند سریم، لانتانیم و نئودیمیم اجرا شده که نتایج اولیه امیدوارکنندهای داشتهاند، اما این طرحها به مرحله صنعتی و تجاری پایدار نرسیدهاند.
از سوی دیگر، تحولات سیاسی و اقتصادی نیز میتواند بر آینده این بخش اثرگذار باشد. در روزهای پس از برخی تفاهمهای اولیه ایران و آمریکا، برآوردهایی از امکان جذب سرمایههای خارجی در مقیاس بالا مطرح شده است؛ سرمایهای که در صورت تحقق، میتواند بخشی از آن به توسعه بخش معدن و بهویژه زنجیره عناصر نادر خاکی اختصاص یابد. با این حال، تجربه توافقهای پیشین نشان میدهد تحقق چنین وعدههایی قطعی نیست.
در نهایت، کارشناسان تأکید میکنند که نباید با نگاه اغراقآمیز به ظرفیتهای این حوزه نگریست. صرف وجود منابع بالقوه به معنای بهرهبرداری اقتصادی نیست و بدون توسعه فناوری، سرمایهگذاری هدفمند و تکمیل زنجیره ارزش، این ظرفیتها بالفعل نخواهند شد. آینده این حوزه برای ایران، بیش از هر چیز به انتخاب میان خامفروشی یا حرکت به سمت توسعه فناوری و تولید محصولات با ارزش افزوده بالا وابسته است.