افق 1404 غروب کرد

اگر در سیاست نمی‌توانیم؛ لااقل در اقتصاد و معادن، مدیران گذشته و حال را پاسخگو کنیم

0 1

شهرام شریعتی

مدیرعامل و رئیس هیات مدیره  مؤسسه ارزشگذاری منابع، ذخایر و دارائی‌های معدنی ایرانیان

معدن۲۴:دوباره مفاهیم، کلید واژه ها و اصطلاحاتی نقل محافل مدیریتی شده که معنی و مفهوم آن را نمیدانند. اگر بخواهیم فقط بر اساس گفتار و نه کردار و رفتار مدیران دهه های قبل، وضعیت کنونی را رصد کنیم به کلماتی بر می خوریم که هیچگاه عملیاتی، اجرا و محقق نشده اند و هیچ فرد و گروه دولتی، حاکمیتی، بازرسی و… بابت آن عذرخواهی نکرده است. واژه هایی چون اکتشافات عمیق، ایجاد بانک جامع و عمومی اطلاعات معدنی، مدیریت جذب سرمایه گذاری خارجی در بخش معدن، تعیین میزان ثروت زیرزمینی ایران، جایگاه فناوری های نو در معادن، تعیین تکلیف مواد معدنی غیر فلزی و در نهایت وضعیت نهایی نقشه راه کشور در بخش معدن، فقط بخشی از این ادعاهای پر طمطرق محسوب می‌شود. برون ریز کلمات فوق از دهان هیچ یک از مدیران ارشد معدنی کشور، وزرا، مدیران کل، گروه حاکمیتی‌ و…. لحظه ای متوقف نمی‌شود و با همین کلمات به سن بازنشستگی و بازنشستگی دوره دوم، خرید خدمت، مرخصی های استحقاقی یک تا سه ساله و … رسیدند و هیچکس از آنها نپرسید که خروجی این سخنرانی ها و ادعاهای مسموم به کجا رسید. شما که به کرات به کشورهای مختلف تحت هزینه ملت سفر نمودید چه چیزهایی آموختید و خروجی آنها برای ملت چه بوده است؟ آیا اکتشافات عمیق، سراسری و عملیاتی شده است؟ سرنوشت تهیه نقشه های بزرگ مقیاس با دقت بالا به سرانجام رسیده؟ بانک‌های اطلاعاتی و نقشه راه کشور تدوین شده؟ سرنوشت جذب میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری خارجی به سر انجام رسید؟ حداقل بگویید به افق ۱۴۰۴ نرسیده اید و رویا فروشی کردید. افقی که غروب کرد. حالا به نظر بازی تغییر یافته و کلمات و کلید واژه های قبل، جای خود را به تعابیر پر طمطراق دیگری همچون هوش مصنوعی، شفافیت اقتصادی، مطالبه گری معدنی و اقتصادی، برندینگ معدنی و کوچینگ داده است. خروجی ادعاهای سابق شما، وضعیت امروز اقتصاد معادن و صنایع معدنی کشور است و هیچگاه بابت عدم انجام مسئولیت هایی که در خصوص آن ادعا می کردید نه مؤاخذه شده اید نه تنبیه شدید و نه پرونده قضائی برای برخی تشکیل گردیده، استعفا هم که واژه غریبی در ادبیات معدنی کشور است همانطور که قانون بقا مدیران و تعهد مدیران به جای تخصص، واژه ای نا آشنا است. نهالی که می توانست پس از دهه ها به درختی تناور تبدیل شود، تبدیل به ساختاری چوبی با یک کروموزم اضافه شده و جهش منفی ژنی پیدا کرده است. ما شاهد یک موتاسیون منفی در اقتصاد کشور بوده ایم. ایکاش سراغ کلمات و مفاهیم جدید نروید و شأن متخصصان و مدیران دیگر را مخصوصا در بخش خصوصی، لکه دار نکنید. اگر سعی می کنیم مفهوم یا واژه‌ای را به شما بیاموزیم، هدفمان این است که راه را به شما نشان دهیم نه اینکه در هر صحن و بزمی و در هر محفلی آن را به زبان بیاورید. شما پس از چند دهه هنوز مفهوم ارزشگذاری و استانداردهای جذب سرمایه را درک نکرده اید و نمی دانید که هر ماده معدنی چه قسمتی از ثروت ملی ایرانیان را داراست و نمی دانید ارزش منابع طبیعی کشور با اقتصاد امروز چند ریال یا درهم یا دلار یا یورو ست و چگونه محاسبه میشود. مطالبه گری صحیح، مفهومی ژرف دارد و وظیفه آن مشورت دادن به شما و بزرگان قوم نیست بلکه معنی بسیار عمیق تری دارد. مطالبه گری جزء اصول انسانی و ملی است. یاد بگیرید و بیاموزید و پاسخگو باشید. شفافیت و هوش مصنوعی را بفهمید و بعد درباره آن صحبت کنید. اقتصاد آزاد و لجستیک را درک کنید و بعد درباره آن نظریه پردازی بفرمایید و در خصوص آن طرح های ویژه معدنی و اقتصادی پیشنهاد دهید. مطالبه گری یعنی اینکه اتاق بازرگانی و تشکل ها و نهادهای ذیربط همصدا فریاد بزنند تا شاید اتفاقی که در انیمیشن هورتون افتاد، برای دولت و حاکمیت نیز بیفتد، هر چند که امروز ما و امثال ما فریاد می زنیم و صدای ما حتی به گوش آنها هم نمی‌رسد. یکی از مدیران بخش خصوصی در سنوات گذشته به من چیزی را آموخت که هیچگاه فراموش نمی کنم و اجرا نخواهم کرد. ایشان معتقد بودند تیمی از افراد جوان و متخصص را باید در اختیار داشت ولی نباید اجازه داد آنها رشد کنند و وظیفه آن تیم، فقط رساندن مفاهیم جدید به مدیریت ارشد است تا بتواند با استفاده از آن علوم، جایگاه خود را ارتقا دهد و این تیم همیشه باید جوان بماند و به محض رسیدن به سن ۴۰ سالگی با تیم جدید جایگزین و ترقیق گردد و دوباره و همزمان این اتفاق به صورت جریانی جاری باقی بماند. مدیران کشور نیز به نظر همان توهم سنتی را دارند و تلاش دارند با یادگیری سوری، خود را تبدیل به یک متخصص حرفه‌ای و “ابر مدیر” بکنند و تا پایان دوران خود، قبای یک مدیر متخصص را بر تن کنند. کلید واژه های مطروحه از سوی شما فقط یک پوسته بی ارزش است و برای همین است که معتقدیم مدیریت صنایع و معادن ایران یک کروموزوم اضافه دارد و کسانی که این ادعا را دارند و تلفظ صحیح کلمات را هنوز فرا نگرفته اند، همان کروموزوم فرضی اضافه در اقتصاد معدن و اقتصاد کلان کشورند. غروب افق ۱۴۰۴ گذشت و اقتصاد کشور به تاریکی گرایید. امیدوارم روزی که چشم، چشم را خواهد دید شما رنگ عوض نکرده باشید و بابت سیاست های اشتباه به ملت پاسخگو باشید. درباره کشوری صحبت می کنم که سهم معدن در اقتصاد آن بین ۸/۰ تا ۵/۱  درصد در نوسان است. کشوری که سهم معدن و صنایع معدنی آن در اقتصادش باید پس از ۵ دهه به ۳۰ تا ۳۵ درصد می رسید.

ممکن است از اینها هم خوشتون بیاد
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.