بازتعریف توسعه و تغییر معادلات در فولاد ایران
معدن ۲۴:توسعه فولاد ایران سالهاست با افزایش ظرفیت و رشد تولید تعریف شده است، اما مجموعهای از چالشها در تأمین نهاده ها و بازار نشان میدهد که ظرفیت اسمی دیگر بهتنهایی نمیتواند معیار قدرت این صنعت باشد. امروز مسئله اصلی این است که این ظرفیت تا چه اندازه در برابر اختلالات پایدار میماند و آیا زنجیره فولاد میتواند همزمان با حفظ تولید، خود را با تغییرات فناوری، الزامات زیستمحیطی و قواعد جدید بازار جهانی هماهنگ کند؟
از معدن و تأمین مواد اولیه گرفته تا انرژی، ماشینآلات، قطعات، حملونقل و بازار، هر حلقه به حلقه دیگر وابسته است و اختلال در یکی از آنها میتواند کل زنجیره را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین تابآوری نباید صرفاً به واکنش در زمان بحران محدود شود؛ بلکه شناسایی گلوگاههای حیاتی و ایجاد مسیرهای جایگزین برای تأمین باید پیش از وقوع اختلال در دستور کار بنگاهها قرار گیرد.
در همین چارچوب، بازار نیز بخشی از تابآوری زنجیره محسوب میشود. زمانی که تقاضای داخلی توان جذب تولید با قیمت مناسب را داشته باشد، نیازی به محدودیت صادرات نیست؛ اما در شرایطی که بازار داخلی پاسخگوی تولید نباشد یا درآمد حاصل از فروش هزینههای تولید و سرمایه در گردش را پوشش ندهد، صادرات برای تداوم فعالیت بنگاه اهمیت پیدا میکند. از این منظر، قدرت صنعت تنها با میزان تولید سنجیده نمیشود، بلکه توان حفظ همزمان تأمین، تولید و فروش نیز تعیینکننده است. با این حال، تابآوری شرط ماندن در بازار است، نه پایان مسیر توسعه. قواعد رقابت جهانی در حال تغییر است و مصرف انرژی، انتشار کربن، بهرهوری منابع، فناوری تولید و استانداردهای زیستمحیطی به مؤلفههای مهم تجارت فولاد تبدیل شدهاند. در چنین شرایطی، فولاد سبز و کاهش انتشار کربن دیگر صرفاً یک موضوع زیستمحیطی نیست و ابعاد اقتصادی و تجاری پیدا کرده است. بنابراین صنعت فولاد ایران باید از امروز برای آینده خود تصمیم بگیرد؛ اینکه در ۵ تا ۱۰ سال آینده چه محصولی، با چه فناوری و برای چه بازاری تولید خواهد کرد.
حرکت به سمت محصولات با ارزش افزوده بالاتر نیز بخشی از همین تغییر مسیر است. کاهش تمرکز بر محصولات مشابه و توسعه فولادهای خاص میتواند وابستگی بنگاهها به رقابت صرفاً قیمتی را کاهش دهد و قدرت حضور آنها در بازارهای جهانی را افزایش دهد؛ بازاری که در آن علاوه بر کیفیت و قیمت، قابلیت تحویل پایدار و بهموقع نیز اهمیت دارد. در نهایت، تحقق این مسیر به سیاستگذاری باثبات و قابل پیشبینی نیاز دارد. سرمایهگذاری در معدن، تجهیزات و فناوری بلندمدت است و تغییرات ناگهانی مقررات میتواند با افزایش هزینه و به تعویق انداختن سرمایهگذاری، قدرت رقابت صنعت را تضعیف کند. بنابراین مسئله آینده فولاد ایران دیگر فقط ایجاد ظرفیت بیشتر نیست؛ ضرورت اصلی، ساخت زنجیرهای تابآور، فناورانه و رقابتپذیر است که بتواند هم در برابر بحرانها دوام بیاورد و هم با قواعد آینده بازار جهانی حرکت کند.