تورم؛ قاتل اصلی قیمت فولاد یا متهمان همیشگی بازار؟

0 6

معدن۲۴: اگر بخواهیم مفهوم تورم و اثر آن بر قیمت کالاها را بسیار ساده توضیح دهیم، کافی است نگاهی به تغییرات نرخ ارز و قیمت میلگرد در یک بازه زمانی مشخص داشته باشیم.
از ابتدای سال ۱۴۰۴ تاکنون، نرخ دلار از محدوده ۸۰ هزار تومان به حدود ۲۳۵ هزار تومان رسیده است. به این ترتیب، نرخ ارز در این مدت تقریباً ۲.۹ برابر شده است.
در بازار فولاد نیز قیمت میلگرد از محدوده ۳۵ هزار تومان به‌ازای هر کیلوگرم به‌علاوه مالیات بر ارزش افزوده در ابتدای سال ۱۴۰۴، به حدود ۹۵ هزار تومان به‌علاوه مالیات بر ارزش افزوده در روزهای اخیر رسیده است؛ یعنی قیمت میلگرد نیز حدود ۲.۷ برابر شده است.
این مقایسه یک نکته مهم را نشان می‌دهد: افزایش قیمت میلگرد در این دوره، تقریباً هم‌جهت با افزایش نرخ ارز حرکت کرده است.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که آیا می‌توان افزایش قیمت فولاد را صرفاً به بورس کالا، بازار، فروشندگان یا سایر عوامل ثانویه نسبت داد؟
واقعیت این است که اقتصاد ایران سال‌هاست با تورم مزمن مواجه است و این تورم، محدود به یک بازار خاص نیست. وقتی ارزش پول ملی کاهش پیدا می‌کند، قیمت دارایی‌ها، مواد اولیه، کالاها، خدمات و نهاده‌های تولید نیز به‌تدریج خود را با شرایط جدید تطبیق می‌دهند. فولاد نیز از این قاعده مستثنا نیست.
البته قیمت میلگرد تنها تابع نرخ تورم یا ارز نیست و عواملی مانند هزینه مواد اولیه، انرژی، حمل‌ونقل، دستمزد، صادرات، عرضه و تقاضا، سیاست‌های تجاری و شرایط بازار جهانی فولاد نیز بر قیمت آن اثر می‌گذارند. اما نادیده گرفتن اثر تورم کلان اقتصادی، تصویر کاملی از سازوکار قیمت‌گذاری در بازار فولاد ارائه نمی‌دهد.
بنابراین اگر قرار است درباره افزایش قیمت فولاد بحث کنیم، بهتر است به جای تمرکز صرف بر متهمان ثانویه، ریشه‌های کلان اقتصادی را نیز ببینیم.

تورم را نمی‌توان از معادله قیمت فولاد حذف کرد
به زبان ساده، وقتی تقریباً همه قیمت‌ها در اقتصاد طی یک دوره چند برابر می‌شوند، انتظار اینکه یک کالای اقتصادی مانند میلگرد برای همیشه با قیمت اسمی گذشته باقی بماند، با واقعیت‌های اقتصادی سازگار نیست.
به همین دلیل، برای تحلیل قیمت فولاد باید هم‌زمان به نرخ تورم، نرخ ارز و عوامل اختصاصی بازار فولاد توجه کرد؛ نه اینکه تمام افزایش قیمت را به یک بازار، یک سامانه یا یک گروه از فعالان نسبت داد.
شاید ساده‌ترین مثال برای درک این موضوع همین باشد: اگر کسی معتقد است قیمت میلگرد باید همچنان با نرخ چند سال قبل معامله شود، کافی است همین منطق را درباره سایر دارایی‌ها و کالاها نیز اجرا کنیم؛ مثلاً ملک خود را با قیمت سال‌های گذشته بفروشد و در مقابل، میلگرد نیز با همان قیمت تاریخی خریداری شود.
مسئله اصلی، پیدا کردن یک «قاتل» برای افزایش قیمت نیست؛ مسئله، شناخت ریشه‌های تورم و سازوکار اثرگذاری آن بر تمام بازارهای اقتصاد است.

ممکن است از اینها هم خوشتون بیاد
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.