درسهایی از یک هفته منفی سنگین بورس

0 260

۱- بورس ایران همچنان به طرز عجیبی فاقد پژوهشکده و مراکز مطالعات تخصصی است مراکز مستقلی نیز وجود ندارند که به داده های واقعی دسترسی داشته باشند نبودن think tankها،باعث می شود غافلگیری و طرح دلایل ضد و نقیض در بازار مکرر شنیده شود همچنین تصمیمات در بازار فاقد پیوست مطالعاتی منسجم است.توجه به یک اصل لازم است،  نظارت و دیتاهای نظارتی،نمی تواند جایگزین پژوهش آکادمیک بشود این دو مساله با هم تفاوت اساسی و ریشه ای در کاربرد دارند.چه در برابر بیرون و چه در درون بازار مطالعات و تحقیقات دقیق ،پیوسته و شفاف دارای اهمیت است. 

۲- شدت افت این هفته بسیار سریعتر از دفعات قبل بود این مساله  با نظریه گامهای تصادفی بازار همخوانی دارد و تا حدودی  رفتارهای بازارهای جهانی را در سرعت افت تداعی می کند.بخشی از این مساله به افزایش دامنه نوسان در بخش شرکتهای بزرگ  باز می گردد اما همانگونه که قبل از افت و اینک آشکار است دامنه نوسانهای متفاوت باعث بروز رفتار قیمتی متفاوت می گردد.همسان سازی بازار در این بخش دارای اهمیت است.

۳- همچنان بازار ما توسط یک دست نامریی و ناشناخته دجار تب و تاب می گردد و آن بحث اعتبارات است هر چند این اعتبار برای روان بودن بازار لازم است اما همانگونه که سازمان بورس هفته قبل متوجه تاثیر منفی این مساله شد شفاف سازی،کنترل،طبقه بندی و ساماندهی اعتبارها نقش موثری در ثبات بازار خواهد داشت اعتبار اینرسی مثبت بازار را تصاعدی بالا می برد.

۴- هر چند بهتر از چندسال قبل اما همچنان بازار تعادل بخشهای قوی ندارد در همین حال بزرگ شدن صندوق توسعه لزوم هدایت این صندوق از کف بازار به حالت صندوق در صندوق را الزامی می نماید بازار نیاز به تعداد زیادی بازیگر متوسط دارد و وجود یک یا چند غول در برابر لشگری از هابیتها نمی تواند محیط دلجسبی ایجاد کند.در همین حال لزوم هدایت درصد مشخصی از سود شرکتها به سمت صندوقهای بازارگردانی و منعطف سازی بازارگردانها اهمیت دارد.  

۵-بازار سرمایه نماد آزادی اقتصادی در کل اقتصاد کشور است برخی اصول می بایست به عنوان قوانین اساسی بازار مورد تاکید و حفاظت قرار گیرد اصل آزادی خرید و فروش و حفاظت و احترام به تصمیم هر فرد حقوقی و حقیقی اهمیت دارد بازار نباید در دام کنترل و نظارت و ایجاد مزاحمت برای فعالان بازار بیفتد هر کس آزاد است در چارچوب قوانین اقدام به خرید و فروش کند طرح اینکه چه کسی خریده یا فروخته و یا پول خود را چه کرده است با ذات و اصول بازار آزاد در تناقض است و نباید آشکارا امکان طرح یابد‌ و امنیت سرمایه مورد تعرض قرار گیرد.

۶- بازار نیازمند تشویق،ترغیب و مزیت بخشی به حضور غیر مستقیم سرمایه گذاران بجای سرمایه گذاری حقیقی آنهم در ابعاد کوچک دارد. بازار حقیقی محور با دامنه نوسان و اصل سرایت صفهای خرید و فروش به سرعت به هیجان و رفتار احساسی ختم می شود.

۷- همچنان در بارار ما short term goals پر رنگ تر و باهمیت تر از منافع بلندمدت سهامداری است‌.بخشی از این مساله به حاکمیت مدیریت دولتی در شرکتها و بی توجهی آن به مساله رشد اقتصادی و روزمرگی آن باز می گردد ولی بخش دیگری به ضعفهای حاکمیت شرکتی بازار باز می گردد کاهش زمان  پرداخت سود تقسیمی به ۴ماه هر چند یک تصمیم مطلوب است ولی لزوم برداشتن گامهای دیگری داری اهمیت است.

نویسنده : همایون دارابی

ممکن است از اینها هم خوشتون بیاد
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.