پارادوکس معدنکاری در اعماق دریا و مواد معدنی حیاتی
معدن۲۴: در پی برگزاری روز جهانی اقیانوسها، توجهها بیش از پیش به معدنکاری در اعماق دریا بهعنوان راهی برای تأمین مواد معدنی حیاتی موردنیاز گذار سبز جلب شده است. اما پرسش اصلی اینجاست: چگونه میتوان میان تأمین این مواد و حفاظت از اقیانوسها توازن برقرار کرد؟
امسال، روز جهانی اقیانوسها در ۸ ژوئن در شرایطی برگزار شد که علاقه به استخراج منابع معدنی بستر دریا با شتاب در حال افزایش است؛ روندی که بحثهای جدی و دوگانهای را به همراه داشته است. از یک سو، حجم ذخایر معدنی اعماق دریا بسیار بیشتر از ذخایر باقیمانده در خشکی است و بسیاری از این مواد برای گذار انرژی اهمیت حیاتی دارند. از سوی دیگر، منتقدان میگویند پیامدهای زیستمحیطی استخراج این منابع هنوز بهطور کامل شناخته نشده است. در چنین شرایطی، این پرسش مطرح است که آیا میتوان از معدنکاری در اعماق دریا برای پشتیبانی از گذار انرژی استفاده کرد، بیآنکه به اقیانوسها آسیب برسد؟
نقش کلیدی در گذار سبز
مواد معدنی حیاتی برای تولید باتریها، خودروهای برقی و دیگر فناوریهای سبز ضروری هستند. پیشبینیها نشان میدهد تقاضای آینده برای این مواد تنها از طریق استخراج منابع زمینی قابل تأمین نیست. در مقابل، اقیانوسها دارای ذخایری از موادی مانند منگنز، نیکل، کبالت و برخی عناصر نادر خاکی هستند که چندین برابر ذخایر موجود در خشکی برآورد میشوند.
همین موضوع موجب شده فعالیت در حوزه معدنکاری اعماق دریا رو به افزایش بگذارد؛ روندی که با اقدام دولت آمریکا در سادهسازی فرایندهای صدور مجوز، بهمنظور تقویت امنیت تأمین مواد معدنی حیاتی، شتاب بیشتری گرفته است. برای نمونه، اداره ملی اقیانوسی و جوی آمریکا (NOAA) اخیراً درخواست مجوز اکتشاف شرکت The Metals Company (TMC) را برای منطقهای در اقیانوس آرام به وسعت تقریبی ۱۲۲ هزار کیلومتر مربع در منطقه کلاریون-کلیپرتون (CCZ) تأیید کرده است. این شرکت برآورد میکند که این محدوده حدود ۱.۰۲ میلیارد تن گرهک چندفلزی حاوی نیکل، کبالت، منگنز و مس در خود جای داده باشد.
علاوه بر این، مقایسه معدنکاری بستر دریا با عملیات رایج معدنی در خشکی نشان داده است که انتشار کربن در چرخه عمر در روش دریایی بهمراتب کمتر است. به گفته TMC، برای نیکل این رقم در معدنکاری بستر دریا حدود ۶.۲ کیلوگرم دیاکسید کربن به ازای هر کیلوگرم نیکل است، در حالی که در معادن خشکی این مقدار معمولاً بین ۲۰ تا ۱۰۰ کیلوگرم است.
ورود به قلمرو ناشناخته
در عین حال، بسیاری از دانشمندان معتقدند شناخت ما از اکوسیستمهای اعماق دریا هنوز آنقدر دقیق و قابل اتکا نیست که بتوان با اطمینان از استخراج پایدار سخن گفت. برای مثال، یک مقاله پژوهشی برآورد کرده که منطقه CCZ بین ۶ هزار تا ۸ هزار گونه زیستی را در خود جای داده، اما دانشمندان تاکنون تنها ۴۳۶ گونه از آنها را نامگذاری کردهاند. به بیان دیگر، بخش عمدهای از حیات این منطقه هنوز حتی توصیف علمی نشده و مشخص نیست معدنکاری در اعماق دریا چه اثری بر آن خواهد گذاشت.
در نتیجه، چالش اصلی پیش روی صنعت و نهادهای تنظیمگر آن است که اطمینان حاصل کنند دانش زیستمحیطی همپای پیشرفتهای معدنی حرکت میکند تا منابع موردنیاز گذار سبز بدون تخریب محیطزیست دریایی استخراج شوند.
توازن میان استخراج و حفاظت از محیطزیست
با این حال، نشانههای امیدوارکنندهای نیز وجود دارد. شرکتها سرمایهگذاریهای قابل توجهی در زمینه ارزیابی اثرات زیستمحیطی، مدیریت منابع آبی و فناوریهایی انجام دادهاند که با هدف کاهش اختلالات محیطی طراحی شدهاند؛ از جمله پایش لحظهای، حسگرها، عایقهای صوتی و تجهیزاتی که مستقیماً روی بستر دریا قرار میگیرند و نیازی به لنگر انداختن ندارند.
حفاظت محیطزیستی میتواند از همان مرحله عملیات میدانی در طراحی پروژه لحاظ شود. برای مثال، برخی اپراتورها در حال سرمایهگذاری روی نمونهبردارهای جعبهای بستر دریا هستند؛ تجهیزاتی که بهگونهای طراحی شدهاند که با حداقل برهمزدگی وارد محیط شوند و همانطور تمیز از آن خارج شوند. موضوع تنها به لحظه استخراج محدود نمیشود؛ رفتار ابرهای رسوبی را میتوان از پیش مدلسازی کرد و در زمان واقعی ردیابی کرد تا مشخص شود مواد جابهجا شده به کجا میروند و در صورت نیاز، واکنش مناسب انجام شود. همچنین فناوری دوقلوی دیجیتال این امکان را فراهم میکند که دادههای پایش محیطی بهطور پیوسته در طول عملیات جمعآوری و تحلیل شوند و همان لحظه در هدایت فعالیتها به کار روند، نه فقط پس از پایان عملیات.
صنعت در آستانه تجاریسازی
به پشتوانه نوآوری فناورانه، همکاریهای راهبردی و نیاز روزافزون به مواد معدنی حیاتی، صنعت معدنکاری بستر دریا بهتدریج در حال تبدیل شدن به یک فعالیت تجاری قابل توجیه است. رقابت برای تأمین منابع موردنیاز گذار انرژی به این معناست که پروژههای معدنکاری اعماق دریا ممکن است تا سال ۲۰۲۷ وارد فاز عملیاتی شوند.
در چنین شرایطی، فرصت اصلی برای این صنعت آن است که با تکیه بر نقش مهم خود در گذار انرژی، معیار تازهای از استخراج مسئولانه تعریف کند؛ معیاری که بتواند نهادهای ناظر، افکار عمومی و مشتریان را قانع سازد که اکوسیستمهای دریایی در بلندمدت محافظت خواهند شد.