مس در تقاطع فشار تولید و فرصت بازار

0 0

معدن۲۴: صنعت معدن ایران در نیمه دوم سال ۱۴۰۵ با یک دوگانگی روبه‌روست؛ از یک‌سو افزایش هزینه‌های تولید، ناترازی انرژی، فرسودگی ماشین‌آلات و محدودیت‌های تجاری، توسعه فعالیت‌های معدنی را دشوار کرده و از سوی دیگر، اهمیت فزاینده فلزات راهبردی در اقتصاد جهانی، فرصت تازه‌ای برای تولیدکنندگان ایجاد کرده است. در این میان، مس بیش از بسیاری از فلزات در کانون توجه قرار گرفته است؛ اما برخورداری از فرصت بازار جهانی، لزوماً به معنای بهره‌مندی صنعت داخلی از منافع آن نیست.

توسعه شبکه‌های برق، انرژی‌های تجدیدپذیر، خودروهای برقی و مراکز داده، تقاضا برای مس را به یکی از موضوعات مهم بازار جهانی تبدیل کرده است. در مقابل، افزایش عرضه این فلز به‌سرعت امکان‌پذیر نیست و توسعه معادن جدید به سرمایه‌گذاری و زمان قابل‌توجهی نیاز دارد. این فاصله میان رشد تقاضا و محدودیت عرضه می‌تواند از قیمت مس حمایت کند؛ هرچند وضعیت اقتصاد چین، سیاست‌های تجاری و شرایط مالی جهانی همچنان بر روند بازار اثرگذارند. بنابراین، فرصت مس را باید در چارچوب تحولات بلندمدت اقتصاد جهانی بررسی کرد، نه صرفاً بر مبنای نوسانات کوتاه‌مدت قیمت.

در بازار داخلی نیز معاملات مس نشانه‌هایی از افزایش اهمیت این فلز را نشان می‌دهد. در هفته منتهی به پایان شهریور ۱۴۰۵، ارزش معاملات مس در بازار فیزیکی بورس کالا از ۱۴ هزار میلیارد تومان عبور کرد. همچنین، کاتد مس تولیدی شرکت ملی صنایع مس ایران در ۲۹ شهریور با رقابت ۱۳.۵ درصدی نسبت به قیمت پایه و ارزش معامله بیش از ۸۰ هزار میلیارد تومان به فروش رسید و تقاضا حدود یک‌ونیم برابر عرضه بود. از سوی دیگر، درآمد فروش شرکت ملی صنایع مس ایران با نماد «فملی» در نیمه نخست سال به حدود ۳۲۹.۵ هزار میلیارد تومان رسید که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۳۳ درصد رشد داشت. این ارقام نشان می‌دهند که افزایش اهمیت مس در بازار داخلی، علاوه بر معاملات بورس کالا، در عملکرد درآمدی بزرگ‌ترین شرکت این صنعت نیز بازتاب یافته است؛ هرچند رشد درآمد به‌تنهایی افزایش سودآوری را اثبات نمی‌کند.

با این حال، مسئله اصلی معدن ایران کمبود فرصت نیست، بلکه فاصله میان ظرفیت‌های موجود و توان بهره‌برداری اقتصادی از آن‌هاست. ذخایر معدنی زمانی به مزیت اقتصادی تبدیل می‌شوند که انرژی پایدار، سرمایه، تجهیزات و زیرساخت‌های حمل‌ونقل در دسترس باشند. ناترازی انرژی و فرسودگی ماشین‌آلات نه‌تنها هزینه تولید را افزایش می‌دهند، بلکه امکان برنامه‌ریزی بلندمدت را نیز محدود می‌کنند. در چنین شرایطی، حتی افزایش قیمت جهانی فلزات هم نمی‌تواند به‌تنهایی ضعف‌های ساختاری تولید را جبران کند.

از سوی دیگر، تمرکز بر افزایش حجم استخراج بدون توجه به بهره‌وری و زنجیره ارزش، ممکن است بخش مهمی از فرصت اقتصادی مس را از بین ببرد. توسعه تولید کنسانتره، کاتد و محصولات پایین‌دستی، در کنار اکتشاف مستمر و استفاده از فناوری‌های نوین، می‌تواند سهم بیشتری از ارزش این فلز را در داخل کشور حفظ کند. برای شرکت‌های کوچک‌تر مسی نیز افزایش مقیاس اقتصادی و کنترل هزینه‌ها ضروری است؛ زیرا برخورداری از ذخیره یا قیمت فروش مناسب، بدون تولید مستمر و مدیریت هزینه‌ها، الزاماً به سودآوری منجر نمی‌شود.

توجه بازار سرمایه به شرکت‌های معدنی و فلزی نیز مسئله‌ای فراتر از ارزش ذخایر را مطرح می‌کند: توان تبدیل دارایی به درآمد و جریان نقدی پایدار. عملکرد شرکت ملی صنایع مس ایران و رشد درآمد فروش «فملی» نشان می‌دهد که بررسی وضعیت این صنعت باید علاوه بر روند قیمت جهانی و ارزش معاملات، بر عملکرد عملیاتی شرکت‌ها نیز متمرکز باشد. در نهایت، مس می‌تواند یکی از محورهای توسعه معدن ایران باشد، مشروط بر اینکه سیاست‌گذاری از اتکای صرف به فروش مواد اولیه فاصله بگیرد و رفع موانع تولید، ارتقای بهره‌وری و تکمیل زنجیره ارزش را در اولویت قرار دهد.

ممکن است از اینها هم خوشتون بیاد
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.